تبليغاتX
حُسینیه اَهلِ بِیت

الحمد الله الذی جعلنا من المتمسکین بولایه امیرالمومنین و الائمه المعصومین علیهم السلام

پیشاپیش فرا رسیدن عید سعید غدیر خم را به همه عاشقان

طریق امامت و ولایت،تبریک و تهنیت عرض می نمایم۰

عید بر همه عاشقان مبارکباد۰

یا علی!
شاعر: حسن بیاتانی

نادِ علیاً که «علیّ ات ولی ست»     نادِ علیّاً که «ولیّ ات علی ست»

دل همه دم یاد علی می کند          ختم خوش نادِ علی می کند

یاد تو شد وقت جنون دل است        شعر نه، این لخته خون دل است:


سوخته قهر توام یا علی!                گمشده شهر توام یا علی!

ای که جهان را غم تو پیر کرد          آه تو ما را چه زمینگیر کرد!


...باز سر حق تو دعوا شده              کوفه به اندازه دنیا شده

شعر تو در معرکه باید سرود             مدح تو در مهلکه باید شنود

ذکر تو بس عمر که کم می کند         فکر تو بس پشت که خم می کند

با تو چو یک قوم شقی خصم شد      مدح تو با سینه زنی رسم شد

کیست که در شعله، صدایت زند؟     در پس در، سینه برایت زند؟!

وصف علی قدّ خم فاطمه است        مدح علی عمر کم فاطمه است

     هر چه سرایم، علی از آن بریست    

   شعر علی، آن رخ نیلوفری ست


کاش زمان تو فرا می رسید               یا که صدای تو به ما می رسید

کاش نگاه تو مرورم کند                     لایق دوران ظهورم کند...



علی در عرش بالا بی نظیر است  

 
علی بر عالم و آدم امیر است  
 
به عشق نام مولایم نوشتم  
 
چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟  

 
——————————————  
 
آنان که علی خدای خود پندارند / کفرش به کنار عجب خدایی دارند  
 
——————————————  
 
چون نامه ی اعمال مرا پیچیدند  
 
بردند به میزان عمل سنجیدند  
 
بیش از همه کس گناه ما بود ولی  
 
آن را به محبت علی بخشیدند  
 
عیدتان مبارک  
 
——————————————  
 
تمام لذت عمرم در این است / که مولایم امیرالمومنین است  
 
عیدشما مبارک  
 
——————————————  
 
نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد  
 
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد  
 
گر بنازد به علی شیعه ندارد عجبی  
 
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد  
 
——————————————  
 
هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است… هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)  
 
——————————————  
 
قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد  
 
ایمان به جز از حب علی پایه ندارد  
 
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم  
 
گفتا که علی نور بود سایه ندارد  
 
عید غدیر مبارک  
 
——————————————  
 
شبی در محفلی ذکر علی بود  
 
شنیدم عارفی فرزانه فرمود  
 
اگر آتش به زیر پوست داری  
 
نسوزی گر علی را دوست داری  
 
خورشید شکفته در غدیر است علی  
 
باران بهار در کویر است علی  
 
بر مسند عاشقی شهی بی همتاست  
 
بر ملک محمدی امیر است علی  
 
——————————————  
 
مدح علی و آل علی بر زبان ماست / گویا زبان برای همین در دهان ماست  
 
——————————————  
 
روز مـحـشــر پـرسـیـد ز مـن رب جـلــــــــی  
 
گفت تو غـرق گنـاهی؟ گفتمش یـا رب بلی  
 
گفت پس آتش نمیـگیرد چـرا جـسم و تنـت  
 
گفتمش چون حـک نمودم روی قلبم یا علی  
 
——————————————  
 
شبی در محفلی ذکر علی بود ، شنیدم عاشقی مستانه فرمود ، اگر آتش به زیر پوست داری ، نسوزی گر علی را دوست داری . عید غدیر خم بر شما مبارک  
 
——————————————  
 
نام علی : عدالت — راه علی : سعادت — عشق علی : شهادت — ذکر علی : عبادت — عید علی : مبارک  
 
——————————————  
 
ما زین جهان از پی دیدار میرویم ، از بهر دیدن حیدر کرار میرویم ، درب بهشت گر نگشایند به روی ما ، گوییم یا علی و ز دیوار میرویم  
 
——————————————  
 
عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است . . . یعنی اینکه باطن قبله را در امام پیدا کن . عید غدیر خم مبارک  
 
——————————————  
 
ای خدای مرتضی ، گردی از گامهای فتوت مرتضی را بر سر جهانیان بپاش تا ریشه نامردی در جهان بخشکد . عید غدیر خم ، عید ولایت و امامت مبارک  
 
——————————————  
 
اگر خلق عالم علی را می شناختند ، دوستش میداشتند و اگر خلق عالم علی را دوست میداشتند ، جهنم آفریده نمیشد .  
 
——————————————  
 
به روز غدیر خم از مقام لم یزلی ، به کائنات ندا شد به صوت جلی . که بعد احمد مرسل به کهتر و مهتر ، امام و سرور و مولا علیست علی ، عید غدیر خم بر شما مبارک



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


چرا نماز می خوانیم ؟ 

 همانطور كه در قرآن هم آمده نماز نوعی تشكر از خداست. خدا نعمتهای زیادی به ما داده، كه دادن نعمتها از طرف اوست و نگه داشتن این نعمتها از طرف ماست. همانطور كه خدا به پیامبر نعمت وجود حضرت زهرا (س) را داد و به شكرانه ی آن نعمت به پیامبر فرمود؛ فَصَلِّ لِربّكَ وانحَر نماز بخوان و قربانی كن.

شكر نعمت، نعمتت افزون كند                        كفر نعمت، از كفت بیرون كند


چرا عربی ؟

علتهای خیلی زیادی دارد كه مهمترین آنها از این قرار است:1- ایجاد یك زبان بین المللی.2- ایجاد وحدت.3- اگر قرار بود هركس به زبان و لهجه خودش نماز بخواند هزاران نوع نماز ایجاد می شد.4- وقتی اثر نفیسی به زبان دیگری ترجمه می شود لطایف ونكات ادبی آن از بین می رود.

5- هیچ كلامی نمی تواند جایگزین كلام خدا گردد چون در عین قصار و كوتاهی ، معانی وسیع وعمیقی دارد .

چرا اینقدر تكراری ؟

اولاً نماز تكرار نیست بلكه شاید در ظاهر تكرار باشد؛ ولی در باطن هر نمازی مانند یك پله از نردبان است كه باهر وعده، پله ای به خدا نزدیك تر می شویم پس پله اول وآخر نردبان خیلی با هم متفاوتند؛ ثانیاً هر تكراری بیهوده نیست، تكراری ترین عمل آدمی در طول حیات خوردن و آشامیدن است كه هیچ انسان عاقلی آن را زائد نمی داند بلكه آن را برای حفظ سلامت وتندرستی لازم و واجب می داند؛ و نماز ورزش و تغذیه ی روح می باشد كه برای پرورش روح و سوخت وساز مواد زائد و رذائل اخلاقی لازم و واجب است.


چرا 17 ركعت ؟


اول خدا در شب معراج 50 نماز 2 ركعتی بر امت پیامبر واجب كرد كه پیامبر پس از ملاقات با حضرت موسی از خدا تخفیف گرفتند تا به 10  ركعت رسید 5 تا 2 ركعتی. همه ی مسلمانان در ابتدا 10 ركعت نماز می خواندند؛ بعد از اینكه پیامبر به مدینه رفتند پیامبر 7 ركعت دیگر به 10 ركعت اضافه كردند كه معروف به فرض النبی هستند. امام رضا (ع) علت این كار پیامبر را، جبران نقص و كمبودهایی در اصل نماز بیان كردند.




چرا اول وقت ؟

 پیامبر سه چیز را در مورد كسی كه نماز را اول وقت می خواند تضمین كردند:1- جدایی او از غم واندوه.2- راحت بودن او به هنگام مرگ.

3- رهایی از آتش جهنم. بعلاوه وقت شناسی مهمترین عامل پیشرفت بوده و علاوه بر فواید معنوی باعث انضباط های جسمی وروحی می شود و به ما می آموزد هر كاری هر چند دارای وقت زیادی است ولی بهتر است در اولین فرصت انجام شود.

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


          

من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم

غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمؤمنینم

هردوعالم دردعا،محتاج دست کوچک مــــن

تاابدحاجـــت روا گردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم

پاک سوزدهرکه خواندسطری ازشرح کتابــم

دلبرومحبوبــــــــــــه ی محبوب دلبرآفرینـــــم

کربــــلا درروزعاشورابـــــلاانــــ ـــدربــــــــلابـود

دوربـــــابـــــایم بگردم،مبتـــــــلادرمبتــ لابـــود

من هم آخـــرنازنینــــم،نازنینـ ـــم،نازنینـــــــم

نوگــــــل آن عشقبـــــازاولیـــــــن وآخرینـــــم


ميلاد کوثر ثاني

درباره سنّ شريف حضرت رقيه (عليهاالسلام) در ميان تاريخ نگاران اختلاف نظر وجود دارد. اگر اصل تولد ايشان را بپذيريم، مشهور اين است که ايشان سه يا چهار بهار بيشتر به خود نديده و در روزهاي آغازين صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است.

بر اساس نوشته‏هاي بعضي کتاب‏هاي تاريخي، نام مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام)، امّ اسحاق است که پيش‏تر همسر امام حسن مجتبي (عليه‏السلام) بوده و پس از شهادت ايشان، به وصيت امام حسن (عليه‏السلام) به عقد امام حسين (عليه‏السلام) درآمده است.(1) مادر حضرت رقيه(عليهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضيلت اسلام به شمار مي‏آيد. بنا به گفته شيخ مفيد در کتاب الارشاد، کنيه ايشان بنت طلحه است.(2)

نام مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام) در بعضي کتاب‏ها، ام‏جعفر قضاعيّه آمده است، ولي دليل محکمي در اين باره در دست نيست. هم چنين نويسنده معالي السبطين، مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام) را شاه زنان؛ دختر يزدگرد سوم پادشاه ايراني، معرفي مي‏کند که در حمله مسلمانان به ايران اسير شده بود. وي به ازدواج امام حسين (عليه‏السلام) درآمد و مادر گرامي حضرت امام سجاد (عليه‏السلام) نيز به شمار مي‏آيد.(3)

اين مطلب از نظر تاريخ نويسان معاصر پذيرفته نشده؛ زيرا ايشان هنگام تولد امام سجاد (عليه‏السلام) از دنيا رفته و تاريخ درگذشت او را 23 سال پيش از واقعه کربلا، يعني در سال 37 ه .ق دانسته‏اند. از اين رو، امکان ندارد او مادر کودکي باشد که در فاصله سه يا چهار سال پيش از حادثه کربلا به دنيا آمده باشد. اين مسأله تنها در يک صورت قابل حل مي‏باشد که بگوييم شاه زنان کسي غير از شهربانو (مادر امام سجاد (عليه‏السلام)) است.

 

نام گذاري حضرت رقيه (عليهاالسلام)

رقيه از «رقي» به معني بالا رفتن و ترقي گرفته شده است.(4) گويا اين اسم لقب حضرت بوده و نام اصلي ايشان فاطمه بوده است؛ زيرا نام رقيه در شمار دختران امام حسين(عليه‏السلام) کمتر به چشم مي‏خورد و به اذعان برخي منابع، احتمال اين که ايشان همان فاطمه بنت الحسين (عليه‏السلام) باشد، وجود دارد.(5) در واقع، بعضي از فرزندان امام حسين (عليه‏السلام) دو اسم داشته‏اند و امکان تشابه اسمي نيز در فرزندان ايشان وجود دارد.

گذشته از اين، در تاريخ نيز دلايلي بر اثبات اين مدعا وجود دارد. چنانچه در کتاب تاريخ آمده است: «در ميان کودکان امام حسين (عليه‏السلام) دختر کوچکي به نام فاطمه بود و چون امام حسين (عليه‏السلام) مادر بزرگوارشان را بسيار دوست مي‏داشتند، هر فرزند دختري که خدا به ايشان مي‏داد، نامش را فاطمه مي‏گذاشت. همان گونه که هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علي (عليه‏السلام) وي را علي مي‏ناميد».(6) گفتني است سيره ديگر امامان نيز در نام گذاري فرزندانشان چنين بوده است.

 

نام رقيه در تاريخ

اين نام ويژه تاريخ اسلام نيست، بلکه پيش از ظهور پيامبر گرامي اسلام (صلي ‏الله ‏عليه ‏وآله) نيز اين نام در جزيرة العرب رواج داشته است. به عنوان نمونه، نام يکي از دختران هاشم (نياي دوم پيامبر (صلي‏ الله ‏عليه ‏و آله)) رقيه بود که عمه حضرت عبداللّه‏، پدر پيامبر اکرم (صلي‏ الله ‏عليه‏ و آله) به شمار مي‏آيد.(7)

نخستين فردي که در اسلام به اين اسم، نام گذاري گرديد، دختر پيامبر اکرم (صلي ‏الله ‏عليه ‏و آله) و حضرت خديجه بود. پس از اين نام گذاري، نام رقيه به عنوان يکي از نام‏هاي خوب و زينت بخش اسلامي درآمد.

اميرالمؤمنين علي (عليه‏السلام) نيز يکي از دخترانش را به همين اسم ناميد که اين دختر بعدها به ازدواج حضرت مسلم بن عقيل (عليه‏السلام) درآمد. اين روند ادامه يافت تا آن جا که برخي دختران امامان ديگر مانند امام حسن مجتبي (عليه‏السلام)،(8) امام حسين (عليه‏السلام) و دو تن از دختران امام کاظم (عليه‏السلام) نيز رقيه ناميده شدند. گفتني است، براي جلوگيري از اشتباه، آن دو را رقيه و رقيه صغري مي‏ناميدند.(9)

   پي نوشت‏ها:

1 ـ الاربلي، علي بن عيسي، کشف الغمة في معرفة الائمة، تهران، کتاب فروشي اسلاميه، بي‏تا، ج2، ص216 ؛ الطبرسي، ابوعلي فضل بن الحسن، اعلام الوري بأعلام الهدي، بيروت، دار المعرفة، 1399 ه .ق، ص251.

2 ـ مفيد، محمد بن محمد، الارشاد، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهارم، 1378 ه . ش، ج2، ص200، اعلام الوري، ص251.

3 ـ  حايري، محمد مهدي، معالي السبطين، قم، منشورات الرضي، 1363 ه . ش، ج2، ص214.

4 ـ  ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بيروت، دار احياءالتراث العربي، چاپ اول، 1416 ه . ق، ج5، ص293.

5 ـ نظري منفرد، علي، قصه کربلا، قم، انتشارات سرور، 1379 ه . ش، پاورقي ص518.

6 ـ ر.ک: مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ه . ق، ج44، ص210.

7 ـ همان، ج15، ص39.

8 ـ الارشاد، ج2، ص22.

9 ـ همان، ص343.


+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |



مقام والاى حضرت فاطمه زهرا عليها السلام


فقط از منظر معصومين عليهم السلام كه همتاى ايشانند، قابل بيان است.

كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاى اين بانوى عالمه دارد:

1- فاطمه عليها السلام از نگاه امام اميرالمؤمنين عليه السلام

در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه عليها السلام وصاياى خويش را به همسرشان مى‏نمودند كه «اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.» على عليه السلام كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است، مى‏فرمايد: «پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامى‏تر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت‏با خود، تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت‏برمن گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا صلى الله عليه و آله را برمن تازه كردى. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت‏بزرگ و دردناك و تاثرآور و حزن‏انگيز!» (1)

دقت دركلام على عليه السلام در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليها السلام مى‏رساند. در نگاه امام على عليه السلام فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على عليه السلام در پاسخ به ادعاهاى بى‏اساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامه‏اى مى‏نويسد: «... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و «صبية النار» از شماست، كودكانى كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و «حمالة‏الحطب‏» آنكه هيزم كشد براى دوزخيان از شماست. اين فضليت‏ها از ماست و آن فضيلت‏ها از شماست...» (2)

در شعرى كه به ايشان منسوب است، مى‏فرمايد: «من به فاطمه و فرزندانش مباهات مى‏كنم! آن گاه به رسول خدا صلى الله عليه و آله افتخار مى‏كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسرى من درآورد.» (3)

شخصيت والايى چون حضرت على عليه السلام به همسرى بانوى جهان افتخار مى‏كند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگى‏اش بر رهبرى اسلام مى‏داند.

2- فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن مجتبى عليه السلام

امام حسن عليه السلام در موارد بسيارى از مادرشان سخن گفته‏اند. من جمله: «شبى ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براى يكايك مردان و زنان دعا مى‏كرد و آنان را نام مى‏برد ولى براى خود چيزى نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مى‏كنى، براى خود دعا نمى‏كنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه.» (4)

3- فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسين عليه السلام

در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن امام حسين عليه السلام را احاطه كرد. ضمن خطبه مفصلى فرمودند: «مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كرده‏اند و من هرگز تن به پستى نمى‏دهم. خدا و رسول مرا از چنين كارى باز مى‏دارند. همچنين نياكان پاك و دامن‏هاى مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشى را به من نمى‏دهند.» (5)
در يك كلام، امام حسين عليه السلام دليل پايمردى و مقاومت‏خويش را تربيت الهى فاطمه عليها السلام مى‏داند.

امام حسين عليه السلام نقل مى‏كند: «آن زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه ام‏سلمه بود، صرصائيل (يكى از فرشتگان الهى) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسى را براى چه كسى؟ گفت: دخترت فاطمه عليها السلام را براى على‏ابن‏ابى‏طالب. سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد على درآورد.» (6) دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد.

4- فاطمه عليها السلام از نگاه امام سجاد عليه السلام

امام سجاد عليه السلام مى‏فرمايد: «وقتى كه قيامت فرا رسد، منادى ندا مى‏دهد: در اين روز، ترس و اندوهى به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومى سربالا مى‏برند. فاطمه عليها السلام وارد محشر مى‏شود و گفته مى‏شود كسانى كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانى كه دوستدار اهل‏بيت هستند، همگى سرها را بزير اندازند. آن گاه اعلام مى‏شود: اين است فاطمه دخت محمد صلى الله عليه و آله. او و همراهانش به سوى بهشت مى‏روند. خداوند فرشته‏اى را خدمت وى مى‏فرستد و مى‏گويد: حاجتت را از من بخواه!
فاطمه عرض مى‏دارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كسانى را كه فرزندان مرايارى كردند، مورد عفو قرار دهى.» (7)

5- فاطمه عليها السلام از نگاه امام محمدباقر عليه السلام

امام باقر عليه السلام به جابر روايت كردند كه: «... چون قيامت‏شود، جبرئيل ندا مى‏دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، ام كلثوم خوهر موسى كجايند؟ آنان از جاى بر مى‏خيزند... اى اهل محشر! امروز من كرامت را براى محمد و على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشمها را فرو ببنديد، چون فاطمه مى‏خواهد به بهشت‏برود. سپس جبرئيل ناقه‏اى بهشتى مى‏آورد و آن حضرت را به بهشت مى‏برد و ليكن ايشان وقتى نزديك بهشت مى‏رسد درنگ مى‏كند. خداوند مى‏فرمايد: درنگ شما براى چيست؟
فاطمه مى‏گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى مقامم شناخته شود. خداوند مى‏فرمايد: اى دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هركس را كه دوستى تو يا دوستى يكى از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن.» در ادامه امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: «به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده‏اى كه دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند، از بين جمعيت جدا مى‏كند.» (8)

6- فاطمه عليها السلام از نگاه امام جعفر صادق عليه السلام

مرحوم مجلسى در ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند: «فاطمه، صديقه كبرى است. محور حركت انسانهاى گذشته، معرفت و شناخت‏حضرت فاطمه بوده است.» (9) سيد هاشم بحرانى روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند كه: «نبوت هيچ پيامبرى تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده، محبت او را دارا باشد.» (10) امام صادق عليه السلام در ذيل آيه شريفه «اناانزلناه فى‏ليلة‏القدر» ; مى‏فرمايد: منظور از «ليلة‏» فاطمه و منظور از «قدر» خداوند است. هركس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است، بشناسد، «ليلة‏القدر» را درك كرده است.» (11)

7- فاطمه عليها السلام از نگاه امام موسى كاظم عليه السلام

امام كاظم عليه السلام مى‏فرمايد: «همانا فاطمه، صديقه و شهيده است.» (12) سليمان جعفر مى‏گويد: از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه فرمودند: «در خانه‏اى كه اسم محمد يا على، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستى وارد نخواهد شد.» (13)

8- فاطمه عليها السلام از نگاه امام رضا عليه السلام

امام رضا عليه السلام از اجداد گراميش نقل مى‏كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمودند: سه فضيلت‏به تو داده شد كه به من داده نشده است. على عليه السلام عرض كرد: چه چيزهايى به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زنى چون من دارى كه من چنين پدر زنى ندارم، همسرى چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است، حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است.» (14) امام رضا عليه السلام از پدران بزرگوار خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه پس از ازدواج على و فاطمه عليهما السلام خداوند عزوجل فرمودند: «اگر على عليه السلام را نمى‏آفريدم براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمين يافت نمى‏شد.» (15)

9- فاطمه عليها السلام از نگاه امام جواد عليه السلام

امام جواد عليه السلام خطاب به موسى بن قاسم كه گفت: در حج از طرف مادرت نيز زيارت كردم و گاهى هم نكردم; فرمودند: «آن را زياد كن، زيرا كه برترين چيزى است كه بدان عمل مى‏كنى.» (16) زكريا بن آدم نقل مى‏كند: «در محضر امام رضا عليه السلام بودم كه امام جواد عليه السلام در حالى كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتى نشست دستش را روى زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتى طولانى به فكر فرو رفت. امام رضا عليه السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه‏اى؟ پاسخ داد: به جهت‏ستم‏هايى كه نسبت‏به مادرم فاطمه عليها السلام انجام دادند.» (17)

10- فاطمه عليها السلام از نگاه امام هادى عليه السلام

آن حضرت در مورد علت نامگذارى حضرت صديقه طاهره عليها السلام به «فاطمه‏» ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند: «دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد.» (18)

11- فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن عسكرى عليه السلام

امام حسن عسكرى عليه السلام از امام على عليه السلام، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه: «آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت‏به خود مباهات مى‏كردند. آدم به حوا گفت: خداوند هيچ مخلوقى بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بنده‏ام را به فردوس برين ببر! زمانى كه وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانويى افتاد كه جامه‏اى زيبا از جامه‏هاى بهشتى در برداشت و تاجى نورانى بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهره‏اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايى چهره‏اش بهشت نورانى گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله پيامبرى از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجى كه برسردارد، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش على‏بن ابيطالب عليه السلام است. گفت: اين دو گشواره كه بر دو گوش او است چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مى‏باشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شده‏اند؟ گفت: بلى، اينان در علم مكنون خداوند چهارهزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوى، وجود داشتند.» (19)

12- فاطمه عليها السلام از نگاه امام مهدى (عج الله)

حضرت بقية‏الله (عج) فرمودند: «دختر رسول خدا فاطمه عليها السلام براى من سرمشق و الگوى نيكويى است.» (20) امام مهدى عليه السلام كه با ظهور خويش عالم را متحول مى‏سازد، حضرت فاطمه عليها السلام را الگوى عملى و حكومتى خويش مى‏شمرد و اين، حكايت از مقام عظماى بانوى عالم، حضرت زهرا عليها السلام دارد.

آنچه مطرح شد، قطره‏اى از درياى وجود فاطمه عليها السلام بود. (21) به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت‏خود قرار دهد.

.......................................................

پى‏نوشت‏ها:

1- فاطمة‏الزهرا من المهد الى‏اللحد، ص 609 و 610; روضة‏الواعظين، ص 151.

2- نهج البلاغه، نامه 28.

3- ديوان امام على‏ابن‏ابى‏طالب (ع)، محمدعبدالرحمن عوض، ص 65.

4- بحارالانوار، ج 43، ص 81 و 82، حديث 3.

5- همان، ج 45، ص 9.

6- همان، ج 43، ص 123، حديث 31.

7- عوالم العلوم، 11/2/1780 و 1779.

8- بحارالانوار، ج 43، ص 64. 

9- همان، ص 105.

10- مدينة‏المعاجز به نقل: فاطمة‏الزهرا بهجة‏القلب المصطفى، ص 86.

11- بحارالانوار، ج 43، ص 65، حديث 580.

12- مرآة‏العقول، ج 5، ص 315.

13- سفينة‏البحار، ج 4، ص 295. 

14- مسندالرضا، ج 1، ص 119، حديث 81.

15- همان، ج 1، ص 141، حديث 177.

16- اصول كافى، ج 4، ص 314، حديث 2.

17- بحارالانوار، ج 50، ص 59.

18- لسان الميزان، ج 3، ص 346.

19- بحارالانوار، ج 53، ص 180.

20- اهم منابع از كتب روايى و مذهبى بوده است. بويژه اصول كافى و بحارالانوار و مجلات پيام زن و آينه عصمت.

 

اي کاش فدک اين همه اسرار نداشت

اي کاش مدينه در و ديوار نداشت

فرياد محسن زهرا اين است

اي کاش در سوخته مسمار نداشت

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

 

 ۵ جـمـادی الاول سـالـروز ولادت اُخـــتُ الـحُـسَـین  حضـــرت زیـنـــب (سلام الله علیهما)

بـر عشّــاق الزیــنــب مبــارک باد

 

اللّهم العن ابابکـر و عـمـر و عثـمـان و معـاویـه

کوری چشم دشمنان امیر المؤمنین حیدر کرار علی (علیه السلام)


 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

 



بار دیگر شد ز کینه                زنده غم های مدینه

چون بقیع ، سامرا از کین خراب است       قلب شیعه در این ماتم کباب است

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادمبود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن  29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری علیه السلام رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم علیه السلام و حضرت موسی  علیه السلام تکرار مي شد .


+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

شهادت رئیس مذهب تشیع ومنادی فرهنگ علوی
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) تسلیت باد




وظیفه کسانی که مشرّف به شرف مذهب جعفری هستند ان است که روز شهادت ان حضرت
به پا خیزند و در هیئات عزاداری به شوق زیارت ان قبر ویرانه که کنر مخفی خدا در ان ارمیده ، بر
سر و سینه زنند
شیعه نیوز: ایت الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی(دام ظله) به مناسبت فرارسیدن 25 شوال سالروز شهادت رییس مذهب تشیع حضرت امام جعفر ضادق علیه السلام بیانیه ای را صادر فرمودند که متن این بیانیه به شرح زیر است :

غرض از افرینش عالم و ادم ، معرفت و عبادت خداوندی است که ایات علم و قدرت و حکمت بی انتهای او در تمام کائنات نمایان است ، و نظم حاکم بر جهان از ترکیب یک ذرّه تا هزاران کهکشان گواه وحدانیّت او است .

وبعثت تمام انبیاء برای این است که عقل ادمی را به علم ، و اراده او را به ایمان، و روح او را به مکارم اخلاق ، و اعمال او را به خیر و صلاح هدایت کنند ، و نظامی قائم به قسط و عدل با اجرای احکام خداوندی که اسمان و زمین را به عدل به پا داشته به وجود اورند ، و ان غرض از خلقت و ان هدف از بعثت به وجود کسی میسّر شد که اصول و فروع اسلام را که حاصل رسالت فرستادگان خدا از ادم تا خاتم است از مبدأ تا معاد و از طهارت تا دیات به بشریّت اموخت ، و افاق افکار را به انوار علم و حکمت کتاب و سنّت منوّر کرد .

عامّه و خاصّه به علم و اجابت دعاء او که دو علامت امامت است اعتراف کردند ، و اعلام علمای اسلام شهادت دادند که انچه بشر به علم ان تا روز قیامت محتاج است ، در کتاب اوست .

خاتم انبیاء او را صادق نامید ، و اسم او را به روایت امام زین العابدین ( علیه السلام ) نزد اهل اسمان صادق است .

خداوندی که فرموده « یا ایّها الذین آمنوا اتقو الله و کونوا مع الصّادقین » چنین صادقی را حجّت خود قرار داده است .

اول امام اهل سنت ، مالک بن انس میگوید :« چشم من افضل از جعفربن محمّد در فضل و علم و ورع ندیده است » .

و ابو حنیفه او را اعلم الناس دانسته ، و از امام مالکیه نقل شده است که بر قلب بشری افضل از اودرعلم و عبادت و فضل و ورع خطور نکرده است .

سعادتمند مردمی که پیرو صادقی باشند که صادق ال محمّد ( صلوات الله علیهم اجمعین ) است .

ابن شهر اشوب در(مناقب) و قطب راوندی در (خرائج) از مفضل بن عمر روایت کردند که :

« با ابی عبدالله جعفربن محمّد ( علیه السلام ) می رفتیم ، به زنی برخورد کردیم که گاو مرده در مقابلش بود ، و ان زن و کودکانش گریه میکردند . ان حضرت از سبب گریه ان زن و طفلانش پرسید . گفت : این حیوان وسیله معیشت من و وطفلانم بود ، و اکنون در کار خود متحّیرم که چه کنم ؟ فرمود : میخواهی خدا او را برای تو زنده کند ؟ ان زن گفت : ایا با این مصیبت مرا مسخره میکنی ؟ دعایی خواند و پای خود را به ان حیوان زد ، گاو به سرعت سر پا ایستاد ، ان زن گفت : به پروردگار کعبه ، او عیسی بن مریم است .

ان حضرت به میان مردم رفت تا کسی او را نشناسد »

کسی که از قدمش اعجاز نفس عیسی ظاهر میشود و نفسش حیات ابد به ادمیّت می بخشد و مذهبش صراط مستقیمی است که انبیاء و مرسلین و شهدا و صّدیقین و عباد الله الصّالحین به ان متنعّمند ، روز شهادتش روز مصیبت اسلام و مسلمین است .

وظیفه کسانی که مشرّف به شرف مذهب جعفری هستند ان است که روز شهادت ان حضرت به پا خیزند و در هیئات عزاداری به شوق زیارت ان قبر ویرانه که کنر مخفی خدا در ان ارمیده ، بر سر و سینه زنند ، و به ناله های جانسوز به یاد ان امام مظلوم و پیکر مسموم و مرقد مهدوم، مشمول دعای ان حضرت شوند که فرمود : « اللهم ارحم الصّرخة التی کانت لنا » .

خوشا به حال ان دسته های عزاداری که با ان ناله ها، به دعای او رحمتی نصیبشان شود که خدای متعال فرمود:« و رحمة ربّک خیر ممّا یجمعون »

« فعلی الآطائب من اهل بیت محمّد و علی ( صلی الله علیهماو الهما) فلبیک الباکون »

انا لله و انا الیه راجعون
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر
 کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج الله وتمامی شیعیان ومحبین آن حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم




در این شبها که   به اسمان  مینگریم گویی بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند  تویی  که در وانفسای  این دنیا از همه غریبتر بوده ای. تویی که با سکوتت عشق  را به اتش کشیدی وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی . در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان  اینگونه نگاشتی
هر که عاشقتر، دلش آشفته تر
 
چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم
 
 شب را به امید رویایت میگذرانم و روز را به امید شنیدن صدایت .چه حقیقت تلخ و شیرینی است .
چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است
اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم و از قربانی  چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم
دوست دارم  آنی شوم که  خریدارم شوی که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .
تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم که باید دامن خدای را بگیری که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود
برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد . هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه های دل خسته ام ،نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده و دربدو تولدم بی شک به جای اذان، روضه  تو را در گوشم خوانده اند که اینگونه خود را شیدای تو میبینم  .
مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟
زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |