تبليغاتX
حُسینیه اَهلِ بِیت

بر دشمنان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) لعنت

 

فضیلت

 

ماه مبارک رمضان در حقیقت یکی از نعمات بزرگ پروردگار بوده که به منظور شستشوی وجود مان از گناهان به ما اعطاء گردیده است، لذا به هر خواهر و برادر با درک ماست تا از این لحظات گرانبها و از این شانس طلایی به منظور محو نمودن اشتباهات، خطاها و گناهانی که از ما سر زده است استفاده نماید ، و با باز گشت این ماه مبارک و پر فیض همزمان با آنکه از فواید طبی آن برخوردار می‌شویم، از فواید دنیوی و اخروی آن نیز مستفید گردیم. اینک در این مجموعه به امید آنکه گامی را در جهت پخش و گسترش احکام دینی خویش برداشته باشیم تعدادی از احادیث گرانمایه، حضرت رسول الله (ص) را جمع آوری نموده‌ایم تا همه از آن بهره‌مند شده و ما را نیز شامل دعاهای شبانه روزی خویش گردانند.

خوشا به حال آن خواهر و برادر که هر لحظه این ماه پر فیض و پر برکت را غنیمت شمرده و از آن در جهت مغفرت و بخشش گناهان‌شان استفاده نمایند و حسرت و افسوس به حال آن خواهر و برادری که با فرا رسیدن این ماه مبارک هنوز هم از خواب غفلت بیدار نگردیده و با بی‌تفاوتی و بدون احساس مسئولیت، به گناهان گذشته‌شان ادامه داده و از این شانس طلایی مستفید نمی‌گردنند.

 

رسول الله (ص) فرمود: خدای عزوجل می فرماید: هر عمل فرزند آدم برای اوست غیر از روزه که آن برای من است و من پاداش آنرا می دهم و روزه سپری است ( در مقابل دورخ یا گناهان ) و چون روز روزه، یکی از شما باشد ، باید ناسزا نگوئید، و فریاد نکشید و با کسی در گیر نشوید م اگر کسی او را دشنام داد و یا با او جنگ کرد باید بگوید: من روزه دارم و سوگند به ذاتی که جان مصطفی در ید اوست همانا بوی دهن روزه دار در نزد خداوند (ج) از بوی مشک نیکوتر است. و برای روزه‌دار دو شادی است که بدان شاد می‌شود، یکی که چون افطار کند، شاد میشود و دیگری که چون پروردگارش را ملاقات کند به روزه‌اش شاد می‌گردد.

 

این لفظ بخاری است و در روایتی از او آمده که روزه دار طعام، آشامیدنی و شهوت خود را از جهت من ترک میکند، روزه از برای من است و من بدان پاداش میدهم و حسنه به ده برابرش.

خدای عزوجل می‌فرماید: هر عمل فرزند آدم برای اوست غیر از روزه که آن برای من است و من پاداش آنرا می دهم و روزه سپری است (در مقابل دورخ یا گناهان)

در روایتی از مسلم آمده که هر عمل فرزند آدم چند برابر می‌شود نیکی به ده برابرش تا هفت‌صد برابرش - الله تعالی فرمود: مگر روزه که همانا از برای من است و من بدان پاداش میدهم - شهوت و طعام خود را به دستور من میگذارد و برای روزه دار دو شادی است یک شادی در وقت افطار ش و یک شادی در وقت ملاقات با پروردگارش و بوی دهن روزه دار در نزد خدای متعال از بوی مشک بهتر است.

ای مردم به شما ماه بزرگی رسیده. ماه مبارک، ماهی که در آن شبی است بهتر از هزار ماه. ماهی که خداوند روزه اش را فرض و قیام شبش را نفل قرار داده. کسی که به اجرای کاری نیکی تقرب جوید مانند آن است که فریضه را در ماه دیگری اداء نموده باشد. ماه صبر و ثواب صبر بهشت است، ماه دلجوئی است. ماهی است که روزی مومن در آن فراوان میشود. کسی که در آن روزه داری را افطاری میدهد، برای او با عث آمرزش گناهان و آزادی از آتش دوزخ میشود و به اندازهء اجر روزه دار به وی داده میشود بدون اینکه از ثواب روزه دار کاسته شود. گفتیم ای رسول خدا ، همگی ما توان افطار روزه دار را نخواهیم داشت. فرمود: این ثواب را کسی هم حاصل میکند که یک چشیدنی از شیر یا یک خرما و یا یک نوشیدنی آب به روزه دار بدهد و کسی که روزه داری را سیر می نماید، خدا او را از حوض من مینوشاند که تشنه نمی‌شود تا به بهشت داخل شود.

رمضان ماهی است که اولش رحمت، میانه اش مغفرت و آخرش آزادی از آتش است. کسی که بر زیر دستش در آن روز آسانی میکند، خدایش میامرزد و از آتش دوزخ آزادش میسازد.

برای شما ما مبارک رمضان آمده است که روزه ء آن را خداوند (ج) بالای شما فرض گردانیده که درین ماه دروازه های رحمت باز شده و دروازه های دوزخ بند میگردد و شیاطین بسته میشوند و در این ماه شبی وجود دارد که از هزاران ماه بهتر است و کسی که از خیر و برکت آن محروم گردد، در حقیقت کاملاً محروم گردیده است.

 

رسول الله (ص) در دههء اخیر رمضان اعتکاف نموده و می فرمود : شب قدر را در دههء اخیر رمضان جستجو کنید.

از عایشه روایت شده که گفت: گفتیم یا رسول الله (ص) اگر دانستم شب قدر کدام است در آن چه بگویم؟ فرمود بگو « اللهم انک عفو تحب العفو فاعف عنی » بار خدایا تو در گذرنده ای و گذشت را دوست داری پس از من در گذر.

کسیکه دروغگویی و عمل به دروغ پردازی را ترک ننمود، خدا به این حاجتی ندارد که وی خوردن و آشامیدن را ترک کند.

هرگاه روز روزه ء یکی از شما باشد، پس دشنام نداده و صدا بلند نکنید، و اگر کسی او را دشنام داد یا با او جنگ نمود باید بگوید : من روزه دارم.

 

رسول الله (ص) به چند دانه رطب ( خرمای تازه ) افطار می نمود. اگر خرمای تازه نمی بود، پس چند جرعه آب می نوشید.

رسول الله (ص) فرمود: خداوند عزوجل فرمود: محبوب ترین بندگانم نزدم کسی است که در افطار بیش از همه شتاب میکند.

رسول اکرم (ص) فرمود: فرق میان روزه، ما و روزهء اهل کتاب سحری کردن است.

سحری کنید زیرا در سحری ها برکت است.

چون رمضان آید، در های بهشت باز شده و در های دوزخ بسته گردد و شیاطین به زنجیر کشیده می‌شوند.

کسیکه یک روز از رمضان را غیر از رخصت و بیماری بخورد اگر تمام عمر خویش را روزه قضایی بگیرد آنرا جبران کرده نمی‌تواند.

رسول الله (ص) در رمضان تلاش و کوشش می کرد که در غیر آن نمی بود و در دهه ء اخیر رمضان سعی و کوشش می‌کرد که در غیر آن نمی نود.

رمضان ماهی است که اولش رحمت، میانه اش مغفرت و آخرش آزادی از آتش است. کسی که بر زیر دستش در آن روز آسانی میکند، خدایش میامرزد و از آتش دوزخ آزادش میسازد

روزه نیمه‌ی از صبر است و به همین دلیل مومن به آمدن ماه رمضان خوش می‌شود و سینه‌اش گشاده می‌گردد.

کسیکه بخاطر خداوند (ج) یک روز روزه میگیرد، خداوند او را به اندازه هفتاد سال از آتش دورخ دور میسازد.

هر آئینه در بهشت دری است که به آن ریان گفته میشود و روزه داران در روز قیامت از آن داخل میگردنند که هیچکس غیر از ایشان داخل نمیگردد. گفته میشود: روزه داران کجایند ، پس ایستاده میشوند و از آن کسی غیر از ایشان داخل نمی‌گردد و چون داخل شوند در بسته می‌شود و هیچکس از آن وارد نمی‌شود.

قال رسول الله (ص) :

إِنَّ ابواب السماء تفتح فى اول لیلة من شهر رمضان ولاتغلق الى آخر لیلة منه(1)

رسول خدا (ص) فرمود: درهاى آسمان در اولین شب ماه رمضان گشوده مى شوند و تا آخرین شب بسته نمى شوند.

قال رسول الله (ص) :

اذا استهلَّ رمضان غلقت أبوابُ النار (2).

رسول خدا (ص) فرمود: هنگامى كه هلال ماه رمضان پدیدار گردد, درهاى دوزخ بسته شود.

قال ابوجعفر(ع) :

لكلّ شىء ربیع و ربیع القرآن شهر رمضان(3).

امام باقر (ع) فرماید: براى هر چیزى بهارى است و بهار قرآن ماه رمضان است.

عن ابى الحسن على بن موسى الرضا(ع):

من قرأ فى شهر رمضان آیة من كتاب الله كان كمن. ختم القرآن فى غیره من الشهور (4)

امام رضا (ع) :

كسى كه در ماه رمضان آیه اى از كتاب خدا(قرآن) را بخواند

.مانند كسى است كه در دیگر ماه ها تمام قرآن را خوانده باشد.

 

 


+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


          

من رقیــــه دخترشیرین زبان شــــــــاه دینم

غنچه ی پژمرده ی بـــــــاغ امیــــرالمؤمنینم

هردوعالم دردعا،محتاج دست کوچک مــــن

تاابدحاجـــت روا گردنــــدازیک آمینــــــــــــــــم

پاک سوزدهرکه خواندسطری ازشرح کتابــم

دلبرومحبوبــــــــــــه ی محبوب دلبرآفرینـــــم

کربــــلا درروزعاشورابـــــلاانــــ ـــدربــــــــلابـود

دوربـــــابـــــایم بگردم،مبتـــــــلادرمبتــ لابـــود

من هم آخـــرنازنینــــم،نازنینـ ـــم،نازنینـــــــم

نوگــــــل آن عشقبـــــازاولیـــــــن وآخرینـــــم


ميلاد کوثر ثاني

درباره سنّ شريف حضرت رقيه (عليهاالسلام) در ميان تاريخ نگاران اختلاف نظر وجود دارد. اگر اصل تولد ايشان را بپذيريم، مشهور اين است که ايشان سه يا چهار بهار بيشتر به خود نديده و در روزهاي آغازين صفر سال 61 ه .ق، پرپر شده است.

بر اساس نوشته‏هاي بعضي کتاب‏هاي تاريخي، نام مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام)، امّ اسحاق است که پيش‏تر همسر امام حسن مجتبي (عليه‏السلام) بوده و پس از شهادت ايشان، به وصيت امام حسن (عليه‏السلام) به عقد امام حسين (عليه‏السلام) درآمده است.(1) مادر حضرت رقيه(عليهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضيلت اسلام به شمار مي‏آيد. بنا به گفته شيخ مفيد در کتاب الارشاد، کنيه ايشان بنت طلحه است.(2)

نام مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام) در بعضي کتاب‏ها، ام‏جعفر قضاعيّه آمده است، ولي دليل محکمي در اين باره در دست نيست. هم چنين نويسنده معالي السبطين، مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام) را شاه زنان؛ دختر يزدگرد سوم پادشاه ايراني، معرفي مي‏کند که در حمله مسلمانان به ايران اسير شده بود. وي به ازدواج امام حسين (عليه‏السلام) درآمد و مادر گرامي حضرت امام سجاد (عليه‏السلام) نيز به شمار مي‏آيد.(3)

اين مطلب از نظر تاريخ نويسان معاصر پذيرفته نشده؛ زيرا ايشان هنگام تولد امام سجاد (عليه‏السلام) از دنيا رفته و تاريخ درگذشت او را 23 سال پيش از واقعه کربلا، يعني در سال 37 ه .ق دانسته‏اند. از اين رو، امکان ندارد او مادر کودکي باشد که در فاصله سه يا چهار سال پيش از حادثه کربلا به دنيا آمده باشد. اين مسأله تنها در يک صورت قابل حل مي‏باشد که بگوييم شاه زنان کسي غير از شهربانو (مادر امام سجاد (عليه‏السلام)) است.

 

نام گذاري حضرت رقيه (عليهاالسلام)

رقيه از «رقي» به معني بالا رفتن و ترقي گرفته شده است.(4) گويا اين اسم لقب حضرت بوده و نام اصلي ايشان فاطمه بوده است؛ زيرا نام رقيه در شمار دختران امام حسين(عليه‏السلام) کمتر به چشم مي‏خورد و به اذعان برخي منابع، احتمال اين که ايشان همان فاطمه بنت الحسين (عليه‏السلام) باشد، وجود دارد.(5) در واقع، بعضي از فرزندان امام حسين (عليه‏السلام) دو اسم داشته‏اند و امکان تشابه اسمي نيز در فرزندان ايشان وجود دارد.

گذشته از اين، در تاريخ نيز دلايلي بر اثبات اين مدعا وجود دارد. چنانچه در کتاب تاريخ آمده است: «در ميان کودکان امام حسين (عليه‏السلام) دختر کوچکي به نام فاطمه بود و چون امام حسين (عليه‏السلام) مادر بزرگوارشان را بسيار دوست مي‏داشتند، هر فرزند دختري که خدا به ايشان مي‏داد، نامش را فاطمه مي‏گذاشت. همان گونه که هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علي (عليه‏السلام) وي را علي مي‏ناميد».(6) گفتني است سيره ديگر امامان نيز در نام گذاري فرزندانشان چنين بوده است.

 

نام رقيه در تاريخ

اين نام ويژه تاريخ اسلام نيست، بلکه پيش از ظهور پيامبر گرامي اسلام (صلي ‏الله ‏عليه ‏وآله) نيز اين نام در جزيرة العرب رواج داشته است. به عنوان نمونه، نام يکي از دختران هاشم (نياي دوم پيامبر (صلي‏ الله ‏عليه ‏و آله)) رقيه بود که عمه حضرت عبداللّه‏، پدر پيامبر اکرم (صلي‏ الله ‏عليه‏ و آله) به شمار مي‏آيد.(7)

نخستين فردي که در اسلام به اين اسم، نام گذاري گرديد، دختر پيامبر اکرم (صلي ‏الله ‏عليه ‏و آله) و حضرت خديجه بود. پس از اين نام گذاري، نام رقيه به عنوان يکي از نام‏هاي خوب و زينت بخش اسلامي درآمد.

اميرالمؤمنين علي (عليه‏السلام) نيز يکي از دخترانش را به همين اسم ناميد که اين دختر بعدها به ازدواج حضرت مسلم بن عقيل (عليه‏السلام) درآمد. اين روند ادامه يافت تا آن جا که برخي دختران امامان ديگر مانند امام حسن مجتبي (عليه‏السلام)،(8) امام حسين (عليه‏السلام) و دو تن از دختران امام کاظم (عليه‏السلام) نيز رقيه ناميده شدند. گفتني است، براي جلوگيري از اشتباه، آن دو را رقيه و رقيه صغري مي‏ناميدند.(9)

   پي نوشت‏ها:

1 ـ الاربلي، علي بن عيسي، کشف الغمة في معرفة الائمة، تهران، کتاب فروشي اسلاميه، بي‏تا، ج2، ص216 ؛ الطبرسي، ابوعلي فضل بن الحسن، اعلام الوري بأعلام الهدي، بيروت، دار المعرفة، 1399 ه .ق، ص251.

2 ـ مفيد، محمد بن محمد، الارشاد، تهران، انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ چهارم، 1378 ه . ش، ج2، ص200، اعلام الوري، ص251.

3 ـ  حايري، محمد مهدي، معالي السبطين، قم، منشورات الرضي، 1363 ه . ش، ج2، ص214.

4 ـ  ابن منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، بيروت، دار احياءالتراث العربي، چاپ اول، 1416 ه . ق، ج5، ص293.

5 ـ نظري منفرد، علي، قصه کربلا، قم، انتشارات سرور، 1379 ه . ش، پاورقي ص518.

6 ـ ر.ک: مجلسي، محمد باقر، بحار الانوار، بيروت، مؤسسه الوفاء، 1404 ه . ق، ج44، ص210.

7 ـ همان، ج15، ص39.

8 ـ الارشاد، ج2، ص22.

9 ـ همان، ص343.


+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |



ماه شعبان، ماه هشتم از ماههای قمری، ماهی بسیار شریف و منسوب به رسول خدا

صلی الله علیه و آله و سلم است.

پیامبر فرمود:

«شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه خدا. هر کس یک روز از ماه من را روزه بگیرد، من در قیامت شفیع او خواهم بود.»

پیامبر ماه شعبان را روزه می‌داشت و آن را به ماه رمضان وصل می‌کرد.

 

هنگامی که ماه شعبان فرا می رسید امام سجاد علیه السلام اصحاب خود را فرا می‌خواند و درباره فضیلت این ماه سخن گفت. آنگاه می‌فرمود:«هر کس برای محبت پیامبر و تقرب به خداوند، ماه شعبان را روزه بدارد، خداوند او را در روز قیامت مشمول کرامت خود می‌گرداند و بهشت را برای او لازم می شمارد.»

 

بر هر حال علاوه بر روزه که فضیلت بسیاری دارد، اعمال دیگری همچون نماز و اذکار و دعاها و استغفار نیز در این ماه وارد شده است که در کتاب شریف مفاتیح الجنان در فصل اعمال ماه شعبان ذکر شده است.

حوادث و وقایع تاریخی فراوانی نیز در ماه شعبان روی داده که مهمترین آن ولادت امام حسین و امام علی بن الحسین و امام مهدی و حضرت ابوالفضل علیهم السلام است.

 

منابع:

هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 108؛

مفاتیح الجنان، ص 279



السّلام عَلیک یا ابا عَبدالله الحسین (علیه السلام)

السّلام عَلیک یا ابا الفضل العبّاس (علیه السلام)

السّلام عَلیک یا علی بن الحسین سیّد الساجدین (علیه السلام)



اللّهُمَ صَلِ عَلی مُحمّد و آل محمّد وعجل فرجهم




+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


بودامام مرا بس علی و اولادش             مرا به این و به ان نیست غیر لعنت کار



ميلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت،اسد الله

الغالب، علي بن ابيطالب (عليه السلام) مبارک باد.

قل لا اسئلکم علیه اجراالا الموده فی القربی
ای پیامبر بگو از شما در مقابل رسالتم مزدی نمی خواهم مگر دوستی نزدیکانم

ان الذین یوذون الله ورسوله لعنهم الله فی الدنیا و الاخره و اعد لهم عذابا مهینا
کسانی که خدا و رسولش را بیازارند در دنیا و آخرت مورد لعنت خدا هستند واو برای ایشان عذابی خوار کننده آماده کرده است

اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد وآخر تابع له علی ذلک
خداوندا اولین ستمگر نسبت به محمد و آل محمد ( علیهم السلام) را لعنت نما و تا آخرین نفر از کسانی را که در این ستم از او پیروی کنند از رحمتت دور کن.

***************************

اگر گیری وضو با آب زمزم                  اگر سجاد ،گردد عرش اعظم

اگر گویی اذان بر بام افلاک                اگر از تکبیر گردد سینه ات چاک

اگر ضرب المثل گردد خضوعت            به حمدو قل هوالله و رکوعت

اگر باشد زتوحید تعهد                      اگر گردی شهید اندر تشهد

مبادا بر نماز خود نبازی                     ولایت گر نداری بی نمازی



+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |



مقام والاى حضرت فاطمه زهرا عليها السلام


فقط از منظر معصومين عليهم السلام كه همتاى ايشانند، قابل بيان است.

كلمات و سخنان اين بزرگواران حكايت از كرامت و عظمت والاى اين بانوى عالمه دارد:

1- فاطمه عليها السلام از نگاه امام اميرالمؤمنين عليه السلام

در آخرين لحظات عمر مبارك حضرت فاطمه عليها السلام وصاياى خويش را به همسرشان مى‏نمودند كه «اى پسرعمو! توهرگز مرا در دوران زندگى دروغگو وخائن نيافتى و هرگز با فرمانت مخالفت نكردم.» على عليه السلام كه شاهد درگذشت تنها ياور و تسلى بخش خود است، مى‏فرمايد: «پناه به خدا! تو داناتر و پرهيزگارتر و گرامى‏تر و نيكوتر از آنى كه من به جهت مخالفت كردنت‏با خود، تو را نكوهش كنم. دورى از تو و احساس فراقت‏برمن گران خواهد بود ولى گريزى از آن نيست. به خدا سوگند! با رفتنت مصيبت رسول خدا صلى الله عليه و آله را برمن تازه كردى. انالله و انااليه راجعون از اين مصيبت‏بزرگ و دردناك و تاثرآور و حزن‏انگيز!» (1)

دقت دركلام على عليه السلام در اين لحظات شدت علاقه و احترامش را به فاطمه عليها السلام مى‏رساند. در نگاه امام على عليه السلام فاطمه در چنان مرتبه والايى از زهد و خداترسى و عمل به احكام الهى قرار دارد كه تصور مخالفت او با همسرش ممكن نيست. حضرت على عليه السلام در پاسخ به ادعاهاى بى‏اساس معاويه مبنى بر فضايل امويان در نامه‏اى مى‏نويسد: «... دو سيد جوانان اهل بهشت از ماست و «صبية النار» از شماست، كودكانى كه نصيب آنان آتش گرديد. بهترين زنان جهان از ماست. و «حمالة‏الحطب‏» آنكه هيزم كشد براى دوزخيان از شماست. اين فضليت‏ها از ماست و آن فضيلت‏ها از شماست...» (2)

در شعرى كه به ايشان منسوب است، مى‏فرمايد: «من به فاطمه و فرزندانش مباهات مى‏كنم! آن گاه به رسول خدا صلى الله عليه و آله افتخار مى‏كنم در آن هنگام كه فاطمه را به همسرى من درآورد.» (3)

شخصيت والايى چون حضرت على عليه السلام به همسرى بانوى جهان افتخار مى‏كند و همسرى با او را ملاك برترى خود و شايستگى‏اش بر رهبرى اسلام مى‏داند.

2- فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن مجتبى عليه السلام

امام حسن عليه السلام در موارد بسيارى از مادرشان سخن گفته‏اند. من جمله: «شبى ديدم مادرم در محراب به نماز ايستاده است و تا طلوع خورشيد مشغول ركوع و سجود بود و شنيدم براى يكايك مردان و زنان دعا مى‏كرد و آنان را نام مى‏برد ولى براى خود چيزى نخواست. عرض كردم: مادر! چرا همان گونه كه براى ديگران دعا مى‏كنى، براى خود دعا نمى‏كنى؟ فرمود: فرزندم! اول همسايه بعد از آن خانه.» (4)

3- فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسين عليه السلام

در روز عاشورا، در آن هنگام كه لشكر دشمن امام حسين عليه السلام را احاطه كرد. ضمن خطبه مفصلى فرمودند: «مرا بين كشته شدن و ذلت مخير كرده‏اند و من هرگز تن به پستى نمى‏دهم. خدا و رسول مرا از چنين كارى باز مى‏دارند. همچنين نياكان پاك و دامن‏هاى مطهر و پاكيزه اجازه چنين پذيرشى را به من نمى‏دهند.» (5)
در يك كلام، امام حسين عليه السلام دليل پايمردى و مقاومت‏خويش را تربيت الهى فاطمه عليها السلام مى‏داند.

امام حسين عليه السلام نقل مى‏كند: «آن زمان كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه ام‏سلمه بود، صرصائيل (يكى از فرشتگان الهى) نزد پيامبر آمد و عرض كرد: نور را به عقد نور درآور. پيامبر فرمود: چه كسى را براى چه كسى؟ گفت: دخترت فاطمه عليها السلام را براى على‏ابن‏ابى‏طالب. سپس در حضور جبرئيل و ميكائيل و صرصائيل فاطمه را به عقد على درآورد.» (6) دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد.

4- فاطمه عليها السلام از نگاه امام سجاد عليه السلام

امام سجاد عليه السلام مى‏فرمايد: «وقتى كه قيامت فرا رسد، منادى ندا مى‏دهد: در اين روز، ترس و اندوهى به خود راه ندهيد. همه خوشحال از اين عفو عمومى سربالا مى‏برند. فاطمه عليها السلام وارد محشر مى‏شود و گفته مى‏شود كسانى كه به آيات ما ايمان آوردند و مسلمان شدند به جز مسلمانانى كه دوستدار اهل‏بيت هستند، همگى سرها را بزير اندازند. آن گاه اعلام مى‏شود: اين است فاطمه دخت محمد صلى الله عليه و آله. او و همراهانش به سوى بهشت مى‏روند. خداوند فرشته‏اى را خدمت وى مى‏فرستد و مى‏گويد: حاجتت را از من بخواه!
فاطمه عرض مى‏دارد: پروردگارا! حاجت من آن است كه مرا و كسانى را كه فرزندان مرايارى كردند، مورد عفو قرار دهى.» (7)

5- فاطمه عليها السلام از نگاه امام محمدباقر عليه السلام

امام باقر عليه السلام به جابر روايت كردند كه: «... چون قيامت‏شود، جبرئيل ندا مى‏دهد: خديجه دختر خويلد كجاست؟ مريم دختر عمران، آسيه دختر مزاحم، ام كلثوم خوهر موسى كجايند؟ آنان از جاى بر مى‏خيزند... اى اهل محشر! امروز من كرامت را براى محمد و على و حسن و حسين و فاطمه عليهم السلام قرار دادم. سرها را پايين بياندازيد و چشمها را فرو ببنديد، چون فاطمه مى‏خواهد به بهشت‏برود. سپس جبرئيل ناقه‏اى بهشتى مى‏آورد و آن حضرت را به بهشت مى‏برد و ليكن ايشان وقتى نزديك بهشت مى‏رسد درنگ مى‏كند. خداوند مى‏فرمايد: درنگ شما براى چيست؟
فاطمه مى‏گويد: پروردگارا! دوست دارم در چنين روزى مقامم شناخته شود. خداوند مى‏فرمايد: اى دختر حبيبم! برگرد و نظر افكن و هركس را كه دوستى تو يا دوستى يكى از فرزندان تو در دلش باشد، او را گرفته و وارد بهشت كن.» در ادامه امام باقر عليه السلام مى‏فرمايد: «به خدا سوگند! اى جابر در آن روز فاطمه شيعيان و دوستانش را همانند پرنده‏اى كه دانه خوب را از دانه بد جدا مى‏كند، از بين جمعيت جدا مى‏كند.» (8)

6- فاطمه عليها السلام از نگاه امام جعفر صادق عليه السلام

مرحوم مجلسى در ضمن روايتى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند: «فاطمه، صديقه كبرى است. محور حركت انسانهاى گذشته، معرفت و شناخت‏حضرت فاطمه بوده است.» (9) سيد هاشم بحرانى روايت ديگرى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند كه: «نبوت هيچ پيامبرى تكميل نشد مگر اين كه به فضيلت آن حضرت اقرار نموده، محبت او را دارا باشد.» (10) امام صادق عليه السلام در ذيل آيه شريفه «اناانزلناه فى‏ليلة‏القدر» ; مى‏فرمايد: منظور از «ليلة‏» فاطمه و منظور از «قدر» خداوند است. هركس فاطمه را آن گونه كه سزاوار است، بشناسد، «ليلة‏القدر» را درك كرده است.» (11)

7- فاطمه عليها السلام از نگاه امام موسى كاظم عليه السلام

امام كاظم عليه السلام مى‏فرمايد: «همانا فاطمه، صديقه و شهيده است.» (12) سليمان جعفر مى‏گويد: از امام كاظم عليه السلام شنيدم كه فرمودند: «در خانه‏اى كه اسم محمد يا على، حسن، حسين، جعفر، عبدالله و از زنان فاطمه باشد، فقر و تنگدستى وارد نخواهد شد.» (13)

8- فاطمه عليها السلام از نگاه امام رضا عليه السلام

امام رضا عليه السلام از اجداد گراميش نقل مى‏كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمودند: سه فضيلت‏به تو داده شد كه به من داده نشده است. على عليه السلام عرض كرد: چه چيزهايى به من داده شده است؟ فرمود: تو پدر زنى چون من دارى كه من چنين پدر زنى ندارم، همسرى چون فاطمه به تو داده شده كه به من داده نشده است، حسن و حسين به تو داده شده كه به من داده نشده است.» (14) امام رضا عليه السلام از پدران بزرگوار خود از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه پس از ازدواج على و فاطمه عليهما السلام خداوند عزوجل فرمودند: «اگر على عليه السلام را نمى‏آفريدم براى دخترت فاطمه همتا و همسرى در روى زمين يافت نمى‏شد.» (15)

9- فاطمه عليها السلام از نگاه امام جواد عليه السلام

امام جواد عليه السلام خطاب به موسى بن قاسم كه گفت: در حج از طرف مادرت نيز زيارت كردم و گاهى هم نكردم; فرمودند: «آن را زياد كن، زيرا كه برترين چيزى است كه بدان عمل مى‏كنى.» (16) زكريا بن آدم نقل مى‏كند: «در محضر امام رضا عليه السلام بودم كه امام جواد عليه السلام در حالى كه بيش از چهار سال از عمرش نگذشته بود، وارد شد. وقتى نشست دستش را روى زمين قرار داد و سر به آسمان بلند نمود و مدتى طولانى به فكر فرو رفت. امام رضا عليه السلام فرمود: جانم فدايت! چرا اين چنين در انديشه‏اى؟ پاسخ داد: به جهت‏ستم‏هايى كه نسبت‏به مادرم فاطمه عليها السلام انجام دادند.» (17)

10- فاطمه عليها السلام از نگاه امام هادى عليه السلام

آن حضرت در مورد علت نامگذارى حضرت صديقه طاهره عليها السلام به «فاطمه‏» ، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند: «دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد.» (18)

11- فاطمه عليها السلام از نگاه امام حسن عسكرى عليه السلام

امام حسن عسكرى عليه السلام از امام على عليه السلام، از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل مى‏كند كه: «آن هنگام كه خداوند آدم و حوا را آفريد، آنان در بهشت‏به خود مباهات مى‏كردند. آدم به حوا گفت: خداوند هيچ مخلوقى بهتر از ما نيافريده است. خداوند به جبرئيل فرمود: اين دو بنده‏ام را به فردوس برين ببر! زمانى كه وارد فردوس شدند، چشمانشان به بانويى افتاد كه جامه‏اى زيبا از جامه‏هاى بهشتى در برداشت و تاجى نورانى بر سرگذاشته و دو گوشواره درخشان به گوشش آويخته بود و بهشت از پرتو نور چهره‏اش درخشان بود. حضرت آدم به جبرئيل گفت: حبيبم جبرئيل! اين بانو كه از زيبايى چهره‏اش بهشت نورانى گشته، كيست؟ گفت: او فاطمه دختر محمد صلى الله عليه و آله پيامبرى از نسل تو است كه در آخرالزمان خواهد آمد. گفت: اين تاجى كه برسردارد، چيست؟ پاسخ داد: شوهرش على‏بن ابيطالب عليه السلام است. گفت: اين دو گشواره كه بر دو گوش او است چيست؟ پاسخ داد: دو فرزندش حسن و حسين مى‏باشند. آدم گفت: حبيبم! آيا اينان پيش از من آفريده شده‏اند؟ گفت: بلى، اينان در علم مكنون خداوند چهارهزار سال پيش از آن كه تو آفريده شوى، وجود داشتند.» (19)

12- فاطمه عليها السلام از نگاه امام مهدى (عج الله)

حضرت بقية‏الله (عج) فرمودند: «دختر رسول خدا فاطمه عليها السلام براى من سرمشق و الگوى نيكويى است.» (20) امام مهدى عليه السلام كه با ظهور خويش عالم را متحول مى‏سازد، حضرت فاطمه عليها السلام را الگوى عملى و حكومتى خويش مى‏شمرد و اين، حكايت از مقام عظماى بانوى عالم، حضرت زهرا عليها السلام دارد.

آنچه مطرح شد، قطره‏اى از درياى وجود فاطمه عليها السلام بود. (21) به اين اميد كه در قيامت ما را مشمول عنايت و شفاعت‏خود قرار دهد.

.......................................................

پى‏نوشت‏ها:

1- فاطمة‏الزهرا من المهد الى‏اللحد، ص 609 و 610; روضة‏الواعظين، ص 151.

2- نهج البلاغه، نامه 28.

3- ديوان امام على‏ابن‏ابى‏طالب (ع)، محمدعبدالرحمن عوض، ص 65.

4- بحارالانوار، ج 43، ص 81 و 82، حديث 3.

5- همان، ج 45، ص 9.

6- همان، ج 43، ص 123، حديث 31.

7- عوالم العلوم، 11/2/1780 و 1779.

8- بحارالانوار، ج 43، ص 64. 

9- همان، ص 105.

10- مدينة‏المعاجز به نقل: فاطمة‏الزهرا بهجة‏القلب المصطفى، ص 86.

11- بحارالانوار، ج 43، ص 65، حديث 580.

12- مرآة‏العقول، ج 5، ص 315.

13- سفينة‏البحار، ج 4، ص 295. 

14- مسندالرضا، ج 1، ص 119، حديث 81.

15- همان، ج 1، ص 141، حديث 177.

16- اصول كافى، ج 4، ص 314، حديث 2.

17- بحارالانوار، ج 50، ص 59.

18- لسان الميزان، ج 3، ص 346.

19- بحارالانوار، ج 53، ص 180.

20- اهم منابع از كتب روايى و مذهبى بوده است. بويژه اصول كافى و بحارالانوار و مجلات پيام زن و آينه عصمت.

 

اي کاش فدک اين همه اسرار نداشت

اي کاش مدينه در و ديوار نداشت

فرياد محسن زهرا اين است

اي کاش در سوخته مسمار نداشت

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

 

 ۵ جـمـادی الاول سـالـروز ولادت اُخـــتُ الـحُـسَـین  حضـــرت زیـنـــب (سلام الله علیهما)

بـر عشّــاق الزیــنــب مبــارک باد

 

اللّهم العن ابابکـر و عـمـر و عثـمـان و معـاویـه

کوری چشم دشمنان امیر المؤمنین حیدر کرار علی (علیه السلام)


 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


 

بی بغض عمر حب علی نیست قبول

این است مرام همه اولاد بتول

بغض عمر و حب علی راه نجات

لعنت به عمر به آل حــیدر صلوات

با فرستادن لعن بر قاتلان اهل بیت و غاصبان فدک خباثت ها را از جهان  پاک کنیم و زمینه را
برای ظهور مهدی فاطمه آماده کنیم .



فتنه های عمر علیه اللعنة

جنایت وخباثتش به حدی بود که در حضور رسول خدا (ص) با همه وقاحت وزشتی و بی پروائی در

  مقابل خدا و رسولش گفت: (ان الرجل لیهجر)...همانا این مرد هذیان می گوید آیا مردی هذیان می گوید

 که خدای تعالی درباره او فرمود: ((( وما ینطق عن الهوی*ان هو الا وحی یوحی)))

(((و او سخن نمی گوید از سر هوای نفس*سخن غیر از وحی از جانب خدا نیست)))

 وباز فرموده: (((ما أتا کم الرسول فخذوه))) ((( آنچه رسول خدا به شما فرمان دهد آنرا بپذیرید)))

 گرچه فتنه ها و بدعت های عمر علیه اللعنة کم نیست به طوریکه دنیا را پر کرده است ,ولی ما بنا بر

 احتضار به گوشه ای از آنها اشاره می کنیم :

 1- آتش ردن به درب خانه حضرت زهرا(س)

 2- غصب خلافت امیر المومنین(ع)

 3- غصب فدک حضرت زهرا (س)

4- ریسمان به گردن امیر مومنان(ع) افکندن وبه مسجد کشیدن

 5- رد کردن شهادت امیر المومنین(ع)

 6- نسبت بطاله (بیهوده کاری) و فکاهة (بسیار مزاح کن) دادن به مولای علی (ع)

 7- نسبت دروغ به حضرت زهرا (س) تا جایی که ؟ آن حضرت را غضبناک کرد

 8- تصمیم برای نبش قبر حضرت زهرا(س)

9- اول کسی بود که لغب ((امیر المومنین)) را غصب کرد وبه خود نسبت داد

۱0- مانع گرفتن ذو القربی شد از خمس بعد از آنکه خدای متعال برای آنان حلال فرموده بود در حالیکه آن ملعون هر ساله به عایشه و حفصه ده هزار در هم می داد

11- حدود شرعیه را تعطیل کرد

12- حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام کرد

13- یهود و نصاری و مجوس از او راضی بودند

14- تحریف قرآن

15- طواف نساء را تحریم کرد

16- ازدواج موقت را تحریم کرد

17- جمله ((حی علی خیر العمل))را از اذان برداشت

18- جمله ((الصلاة خیر من النوم)) را داخل اذان کرد

19- بعد از حمد گفتن کلمه ((آمین)) را در نماز اضافه کرد

20- قرائت را در نماز ترک کرد

21- تکتف ((دست روی دست گذاشتن)) را در نماز قرار داد و حال آنکه این از افعال یهود ونصاری بود

22- قنوت را بعد از رکوع انجام داد

23- بسم الله الرحمن الرحیم را از قرائت نماز حذف کرد

24- مقام ابراهیم را به جائی که در جاهلیت بود بر گرداند

25- نسبت به احترام حجرالأسود جاهل بود

26- به خاطر جهلی که به احکام داشت امر کرد زن دیوانه ای و زن حامله ای را سنگسار کنند

27- قرار دادن نماز تراویح

28- اجازه دادن مسح را روی کفش

۲۹- وصیت کرد که در خانه رسول خدا(ص) دفن شود

30- فرار کردن او و عثمان در جنگ احد و باقی گذاشتن رسول خدا (ص)بین دشمنان

31- شراب خواری او؛وتفصیل قصه محمد ابشیهی محلی متوفای سنه 850هجری

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

 



بار دیگر شد ز کینه                زنده غم های مدینه

چون بقیع ، سامرا از کین خراب است       قلب شیعه در این ماتم کباب است

شهادت آن حضرت را روز جمعه هشتم ماه ربيع الاول سال 260هجری نوشته اند .در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است : فرزند عبيدالله بن خاقان گويد روزی برای پدرم ( که وزير معتمد عباسی بود ) خبر آوردند که ابن الرضا - يعنی  حضرت امام حسن عسکری - رنجور شده ، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد . خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد . يکی از ايشان نحرير خادمبود که از محرمان خاص خليفه بود ، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند ، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند . و طبيبی را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود ، و از احوال او آگاه شود . بعد از دو روز برای پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است ، و ضعف بر او مستولی گرديده . پس بامداد سوار شد ، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطبای  مسيحی و يهودی در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضی القضات ( داور داوران ) را طلبيد و گفت ده نفر از علمای مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند . و اين کارها را برای  آن مي کردند که آن زهری  که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته ، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه . ق آن امام مظلوم در سن  29سالگی از دار فانی به سرای باقی رحلت نمود . بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد ، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولی  خواهد شد ، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد ... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند ... . اين جستجوها و پژوهشها نتيجه هراسی بود که معتصم عباسی و خلفای قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادی که به حضرت رسول الله (ص ) مي پيوست ، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی پاک گهر ملقب به مهدی آخر الزمان - همنام با رسول اکرم (ص ) ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد . بدين جهت به بهانه های  مختلف در خانه حضرت عسکری علیه السلام رفت و آمد بسيار مي کردند ، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامی اثری بيابند و او را نابود سازند . به راستی داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم علیه السلام و حضرت موسی  علیه السلام تکرار مي شد .


+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


آیا میدانید دهه محسنیه چه ایامی است ؟



دوشنبه 28 صفر، رحلت پیامبرو بلا فاصله تشکیل شورای سقیفه ملعونه

چهارشنبه 30 صفر، هجوم اول به خانه حضرت زهرا (سلام الله علیها)

یکشنبه 4ربیع الاول، هجوم دوم وسوم به خانه مولا و روز آتش زدن درب خانه و

شهادت حضرت محسن وبردن مولا به مسجد

پنجشنبه 8 ربیع الاول، روز غصب فدک و واقعه کوچه

 

آری همه این مصائب در سیاهترین دهه تاریخ بشریت در سال 11 هجری 

به حضرت زهرا وارد شده حال آنکه  شیعه از آن بی خبر است





اللهم العن ابابکر و عمر
 و عثمان ومعاویه
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


السَلام عَلیک یا ابا عَبدالله وعَلی الاَرواح التی حَلت بِفنائِک عَلیک مِنی جَمیعا سَلام الله اَبدا ما بَقیت وَ بَقی اللَیلُ و النَهار و لا جَعَله الله آخِرَ العَهدِ مِنی لِزیارتِکُم


السَلام عَلی الحُسین
وعلی علی بن الحُسین
وعلی اولاد الحسین
وعلی اصحاب الحسین

چرا فقط برای امام حسین علیه‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اكرم صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله، مراسم روز اربعین نداریم؟

برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه كنید:

۱) فداكاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده كرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداكاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی‏داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

۲) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در كار نبود، همین عامل كافی است كه نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏كنیم و مراسم متعددی برپا می‏كنیم.

۳) در ماه محرم سال ۶۱ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را كشتند و اسیران كربلا را به كوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به كربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

۴) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود كردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش كردند تا حادثه كربلا، به كلی فراموش شود و حتی كسانی را كه برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شكنجه می‏كردند و می‏كشتند. در زمان متوكل عباسی، همه قبرهای كربلا را شخم زدند؛ مزرعه كردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع كردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏كردند كه یكی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.

۵) یكی از نشانه‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسكری علیه‏السلام روایت شده است كه علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یك ركعت نماز فریضه و نافله در شبانه‏روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست كردن، پیشانی بر خاك نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن‏۱ و یكی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده‏اند.

  شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص ۵۴۵.



+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |



شیخ کفعمی و شیخ بهاءی و محدث کاشانی گفته اند ،روز اول صفر سر حسین (ع)را بدمشق آوردند و آن روز عید بنی امیه و روز ماتم است.

 روزهای ماتم اندر عراق آمدپدید             بن امیه در دمشق آن را کردند عید

 از آثار الباقیه ابوریحان حکایت شده که روز اول صفر سر حسین (ع)را بدمشق آوردند و یزید آنرا پیش خود نهاد و با چوبدستی دندانهای او را کاوش کرد و میگفت نباشم ز خندف تا آخر در مناقب است که روایتی از مخنف رسیده که چون سر حسین (ع) را نزد یزید آوردند بوی خوشی از آن تراوید که بر هر عطری میچربید.  سید گویدسر حسین و اسیران را که نزدیک دمشق رسانیدند ام کلثوم (س) بشمر ملعون گفت:من بتو حاجتی دارم ،گفت چه حاجتی است ؟ گفت ما را از یک دروازه کم جمعیت بشهر وارد کن و باینان بگو سرها را از میان کجاوه ها دور کنند و کمتر مردم ما را با اینحال تماشا کنند . آن بد سرشت در جواب او دستور داد نیزه سرها را میان کجاوه بکشند و آنها را میان تماشاچیای ببرند و آنها را باین وضع تا در مسجد جامع دمشق که توقفگاه اسیران بود رسانید. 1

 مرد شامی و امام سجاد (ع)
پیرمری از مردم شام که تحت تاثیر تبلیغات سو بنی امیه قرار گرفته بود، هنگامی که در میان جمعیت چشمش به امام زین العابدین (ع) افتاد، صفوف جمعیت را در هم شکافت و خود را به امام علیه السلام رسانید ، سر را بسوی حضرت بلند کرد وگفت: (سپاس خدای را که شما را هلاک کرد و امیر را بر شما مسلط گردانید و شاخ فتنه را شکست.)امام زین العابدین(ع) نظری بر او افکند و متوجه شد که فریب خورده و حق بر او مشتبه شده است، فرمود :(( پیرمرد ، آیا قرآن خواندهای ؟)) گفت : بلی . فرمود:آیا این آیه را خوانده ای؟((از شما اجر مزد رسالت نمی خواهم به جز دوستی با خویشان.))سوره شوری، آیه 23  عرض کرد :بلی خوانده ام .امام فرمود:ماءیم خویشانی که دوستی ما اجر رسالت رسولخداست .فرمود:آیا این آیه را خواندهای ؟ :((هر چه غنیمت بدست آوردید ، پس خمس آن برای خدا و رسول او و خویشان رسولخداست است)).سوره انفال ، آیه 41  پیر مرد :بلی .امام فرمود :خویشانی که در خمس با  خدا و رسولش شریکند ماءیم.
فرمود :آیا این آیه را خوانده ای؟((همانا خدا می خواهد که از شما اهل بیت رجس و پلیدی را ببرد و شما را پاک سازد.))سوره احزاب، آیه 33.عرض کرد : بلی . امام فرمود :ماءیم اهل بیتی که خدا آنها را پاک و منزه ساخته است. فرمود : آیا این آیه را خواندهای ؟:((حق خویشان را بده))سوره اسری ، آیه 26 عرض کرد : بلی .امام فرمود : ماءیم کسانی که خدا سفارش کرده که پیغمبر حق ما را ادا کند . پیر مرد مات و مبهوت از گفته خود پشیمان شد و پرسید: شما را بخدا قسم ذی القربای این آیات شما ءید؟

امام فرمود : بخدا قسم آنها ماءیم بدون شک .پیر مرد گریان شد عمامه از سر افکند و سر به آسمان بلند کرد و گفت: خدایا از دشمنان آل پیغمبر بیزاری می جویم ، سپس عرض کرد: (( آیا  راهی برای توبه دارم؟)) . حضرت فرمود:بلی اگر توبه کنی ،خداوند تو به ات را می پذیرد وبا ما محشور خواهی شد .عرض کرد :((من توبه نمودم)) .چون داستان پیرمرد به یزید رسید ، دستور داد او را بقتل رسانیدن.2

اهل بیت رسولخدا در مجلس یزید:
از حضرت علی بن الحسین(ع)روایت شده ،هنگامیکه مارا بر یزید وارد کردند ، دوازده نفر جوانان و اطفال ذکور که همه را به ریسمان بسته ، بودند ،چون مقابل یزید قرار گرفتیم ، گفتم ((یزید ترا بخدا چه فکر می کنی اگر پیامبر (ص) مارا به این حالت ببیند؟))آنگاه دستور داد بند را از ما برداشتند.3 وقتی سر مبارک  حسین (ع) را در برابر یزید گذاشتند ،زنان را پشت سر نشاندن تا آن سر را نبینند، ولی چشم امام علی بن الحسین (ع) به آن سر منور افتاد.وقتی حضرت زینب (س)آن سر را مشاهده کرد، دست برده گریبان خود را درید و به صدایی حزین که دل ها راجریحه دار می نمود ، فریاد زد :(( ای حسین ،ای حبیب رسول خدا ،ای فرزند مکه و منا ،ای فرزند فاطمه زهرا با نوی بانوان، و ای پسر دختر حضرت مصطفی )) .(با این کار حضرت زینب (س)قصد داشتند ، خود را به مردم شام معرفی کنند .)راوی گوید : بخدا سوگند ، هر کس که در آن مجلس بود گریست، و یزید ساکت بود .سپس صدایی زنی از بنی هاشم در میان قصر یزید ،به گوش رسید که برای امام حسین (ع) ندبه نموده و میگفت: ای حسین ، ای حبیب ما ،ای آقای ما ،ای سرور خاندان ما ،ای فرزند محمد، ای سرپرست بیوه زنان و یتیمان ، ای کشته فرزندان زنازادگان ،در آن هنگام هر که این ندبه را شنید به گریه در آمد.

یزید ملعون عصای خود را که از چوب خیزران بود خواست و با آن به لب و دندان امام حسین (ع) میزد ."ابو برزه اسلمی"جلو آمد و گفت: وای بر تو ای یزید ،بر دندان های حسین پسر فاطمه چوب میزنی ؟من خود شاهد بودم که رسول خدا (ص)لب ها و دندان های او و برادرش حسن را می بوسید و می فرمود:"شما دوسید جوانان اهل بهشتید، خداوند قاتل شما را نابود کند واو را مورد لعنت خود قرار دهد و دوزخ را که بد منزلگاهی است برای او آماده سازد".یزید با شنیدن این سخن خشمگین شد و دستور به اخراج او را داد ، سپس او را کشان کشان از مجلس بردند.
یزید ملعون ابیاتی را که منسوب به ((ابن زبعری)) است ،خواند:"ترجمه این ابیات را برای شما آورده ایم"

 ((ای کاش بزرگان من که در جنگ بدر کشته شدند،زاری کردن قبیله خزرج را از زدن نیزه میدیدند.در آن حال از شادی فریاد میزدند و می گفتند : ای یزید، دستت شل مباد(دست مریزاد).آن قدر سرور از آنان کشتیم ، که به تلافی جنگ بدر ، حسابمان با آنان تسویه شد . خاندان هاشم ، با سلطنت بازی کردند ، و گرنه ، نه خبری از آسمان آمد و نه وحی نازل شد .من از دودمان خندف نباشم اگر کینه ای را که از احمد (ص) در دل دارم، از فرزندان او نگیرم))4

 در آن هنگام حضرت زینب کبری (س)بپا خواست و خطابه ای ایراد فرمودند،که با آن خطبه، بینی یزید را بخاک  مالید، تا انجا که می فرماید: من ترا انسانی بی قدر و بی ارزش میدانم و سخت تو را می کوبم و بسیار ترا توبیخ و سرزنش می کنم ،تو هر چه بکوشی و هرچه تلاش کنی و مکر و حیله بری ، نمی توانی نام ما را از سر زبانها بر داری و محبت ما را ازد لها خارج کنی و احکام دین را از بین ببری ، لیکن عار و ننگ کار تو هرگز و با هیچ آبی شسته نمی شود.5 (خطبه های حضرت زینب (س)طولانی و جامع هستند و بخاطر همین ، نمی توانیم همه آنها را در این مقوله بیاوریم، بنده را حلال و دعا کنید.)

 راوی گوید : آن گاه یزید درباره اهل بیت و معامله خود با آنان مشورت کرد. گفتند ایشان را بکش . نعمان بن بشیر به او گفت: ببین رسول خدا (ص) درباره آنها چه می کرد ، تو هم نسبت به ایشان چنان کن.

 خطیب در باری

 راوی گوید: یزید خطیبی خواست ، و دستور داد بالای منبر رفته و سخن به ذم و سرزنش حسین و پدرش (علیهما السلام)  بگوید.پس خطیب بالای منبر رفت، و او هر چه توانست که امیر المومنین علی بن ابی طالب و حسین شهید لعنت و معاویه و یزید را ستایش نمود.نا گاه حضرت علی بن الحسین (ع) فریادی زد و فرمود:((وای بر تو ای خطیب درباری ،رضای مخلوق را به خشم خداوند خریدی ، پس جایگاه خود را در آتش بدان)). و "ابن سنان خفاچی " در توصیف حضرت علی(ع) و فرزندش چه خوب سروده است: ((بر فراز منبر ها آشکارا او را دشنام میدهید و حال آن که به شمشیر او بود که پایه های منبر برای شما استوار گردید)).

 بیت الا حزان اهل بیت

 راوی گوید: یزید در این روز بود که به حضرت علی بن الحسین وعد داد تا سه حاجت او را برآورد .سپس دستور داد ایشان را به جایی  بردند که سقف نداشت و از سرما و گرما آنان را حفظ نمی کرد ،آن قدر در آنجا ماندند که صورت ها یشان پوست انداخت و مجروحشد ، و در تمام مدتی که در این شهر بودند بر حسین (ع)نوحه سرایی کردند.6

 دریکی ازشبها در خرابه شام،یکی از دختران امام حسین (ع) به نام حضرت رقیه(س) جان داد.(به صفحه حضرت رقیه (س)در همین وبلاگ مراجعه شود)

 سید ره گوید ابن لهیه از ابوالاسود محمد بن عبد الرحمن روایت کرده که گفت :راس الجالوت مرا دیدار کرد وگفت  میان من و حضرت داود هفتاد پدر است و یهود بدین نسبت مرا احترام میکند و شما زاده پیغمبر خود را بیک پدر واسطه کشتید.7

 پس از آنکهمردم شام خاندان رسولخدا را شناختند و مخصوصا سخنرانی امام زین العابدین در مسجد دمشق یزید و حکومت بنی امیه را به افتضاح کشانید و انقلاب فکری در مردم شام بوجود آورد ، یزید امام سجاد(ع) را طلبید و ادعا نمود: خدا لعنت کند پسر مرجانه را ، بخدا قسم اگر من با پدرت روبرو می شدم تمام پیشنهادات او را می پذیرفتم و با تمام قدرت مرگ را از او دور می ساختم ، لیکن مقدرات الهی است که می باید انجام گیرد.8

 بعد از چند روز عزاداری اهل بیت امام حسین (ع)  بطرف مدینه حرکت کردند.

 

1نفس المهموم ص204

 2حسین (ع)نفس المطمءنه ص  337و338و339     و بحار ج 45 ص 129 و166

 3حسین (ع)نفس المطمءنه  ص239

 4لهوف ص235

 5 حسین (ع)نفس المطمءنه  ص343

 6لهوف ص 243

 7 نفس المهموم ص219

 8 حسین (ع)نفس المطمءنه   ص357

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

السّلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (علیه السّلام)

** فضیلت گریه بر امام حسین(علیه اسلام)

** در اجر و ثواب گریه بر امام حسین علیه السّلام

** ارزش قطره اشک برای امام حسین علیه السلام

** خواص چشم گریان در عزای امام حسین علیه السلام

** خواص گریه برای امام حسین علیه السلام

** خواص مجالس ذکر مصائب امام حسین علیه السّلام


توضــیح در ادامه مطلب


محرم، ماه حزن و اندوه و عزاداری شیعیان در شهادت حضرت امام حسین علیه السلام است.

حوادث و وقایع فراوانی در ماه محرم رخ داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره می‌شویم:

 غزوه ذات الرقاع، فتح خیبر، ازدواج حضرت زهرا، ورود امیر مؤمنان علی علیه السلام، حادثه خونین کربلا - تاسوعا و عاشورا و شهادت امام حسین علیه السلام و اسارت خاندان امام به کوفه و شام.

 همچنین نقل است که به خلافت رسیدن عثمان، قتل محمد امین برادر مأمون عباسی، قتل جعفر برمکی و انقراض آل برمک و دولت برامکه، واقعه هولاکو و مستعصم و انقراض دولت بنی عباس در این ماه بوده است.

 عروج حضرت ادریس به آسمان، استجابت دعای حضرت زکریا علیه السلام، عبور حضرت موسی علیه السلام از دریا و غرق شدن فرعونیان در نیل و عذاب اصحاب فیل نیز در ماه محرم رخ داده است.

 منابع:هدایة الانام الی وقایع الایام، محدث قمی، ص 53؛ مفاتیح الجنان، ص 521


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

 


ھجدھم ماه ذي حجه

عید اكبر
شب عید غدير شب با شرافتى است.

روز غدير روز قبولى اعمال شیعیان و روز برطرف شدن غمھاى ايشان است.
روز : عرضه ولايت به اھل آسمانھا و زمینھا
روز : قبول شدن توبه حضرت آدم (علیه السلام)
روز : نصب انبیاء اوصیاء خويش را به مرتبه وصايت
روز : مستقر شدن كشتي حضرت نوح (علیه السلام) بر كوه جودي
روز : سرد شدن آتش نمرود بر حضرت ابراھیم (علیه السلام)
روز : غلبه حضرت موسى (علیه السلام) بر سحره فرعون (لعنه الله)
روز : تعیین حضرت موسى (علیه السلام) بفرمان حق تعالي حضرت ھارون (علیه السلام ) را به
وصايت
روز : تعیین حضرت موسى (علیه السلام ) بفرمان حق تعالي حضرت يوشع بن نون (علیه
السلام) را به وصايت
روز : تعیین حضرت سلیمان (علیه السلام) بفرمان حق تعالي حضرت آصف بن برخیا (علیه
السلام) را به وصايت، و حضرت سلیمان (علیه السلام ) ام ت خود را بر استخلاف آصف بن
برخیا اشھاد كردند
روز : تعیین حضرت عیسي (علیه السلام ) بفرمان حق تعالي حضرت شمعون الصفا
(علیه السلام) را به وصايت
روز : نزول حكم اكمال دين با اعلان عمومي ولايت وامامت از جانب حق تعالي و أمر به
بیعت ھمه مسلمین با حضرت مولا علي (صلوات الله علیه)
روز : خطبه پیامبر (صلى الله علیه وآله) در غدير خم و انجام فرمان الھي
روز : قبول تمامي مسلمانان حاضر در غدير فرمان الھي را و بیعت با حضرت مولا
روز : عقد اخوت میان پیامبر (صلى الله علیه وآله) وحضرت مولا علي (صلوات الله علیه )
وعقد برادري میان اصحاب



روز عید غدير و عید آل محمد (صلى الله علیه وآله)
و عظیمترين اعیاد است.مخلص روايات غدير آنست كه چون رسول خد ا (صلى الله علیه وآله ) از سفر
حجة الوداع مراجعت فرمود، در نزديكى حجفه به خم غدير, جبرئیل نازل شد بتأكید تمام كه : يا ايھا
الرسول! تبلیغ كن آنچه بر تو نازل شده از جانب پروردگار تو، در باب على و اگر نرسانیدى پس تبلیغ
نكردى رسالت او را، و خدا حفظ خواھد كرد ترا از مردم . جبرئیل در اين باب، چند دفعه در مواقف
متعدده نازل شده بود، و ھر بار كه حضرتش قصد اعلام داشت منافقین توطئه اى كرده و برنامه
ھاى ترور و شورشي تدارك ديدند كه حضرت و خواصشان از آن نجات يافتند، و حضرت نگران افساد
منافقین میان مسلمین بودند. لكن چون آيه عصمت و حفظ نیاورده بود،
رسول خدا (صلى الله علیه وآله )منتظر آن بود، تا در اين جا آيه تبلیغ و عصمت را بتأكید شديد آورد. پس آن جناب ب ه حكم الھى، در
خم غدير توقف فرمود و فرمان كرد كه تمامى اصحاب چه آنھائى كه جلوتر ب ه جانب منزل رفته اند
چه آنھائى كه در عقب مى آيند، در آنجا جمع شوند و آن موضعى بوده كه قابل نزول و توقف نبوده و
چون چاشت و قريب ب ه زوال بود، ھوا نیز در نھايت گرما بوده، ب ه نحوي كه مردم است ظلال ب ه
مركبھاى خود مى نمودند و بعضى از شدت حرارت زمین، نصف رداى خود را بر سر نصف ديگر آنرا در
زير پا، فرش میكردند. آن موضع را كه مشتمل بر خار و خس و خاشاك بود، صاف كردند و منبرى از
جھاز شتر يا كجاوه ھا يا از احجار، ترتیب دادند و صحابه در اين وقت حاضر بودند، موافق بعضى از
كتب صد و بیست ھزار نفر بودند . پس آنجناب بر منبر صعود فرمود و خطبه طويله بلیغه انشاء
فرمود. پس امیر المؤمنین (علیه السلام) را بلند كرد بحدى كه سفیدي زير بغل اقدسش نمايان گرديد
و مردم ھمه، آن جناب (مولا) را ديدند و فرمود: من كنت مولاه فعلى مولاه , اللھم وال من والا ه و
عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله. و بدينوسیله اختیار الھي در وصايت و خلافت مولا
را در حضور عمومي مسلمانان آشكار نمود (پس امر بتمسك ثقلین نمود و آنچه را كه بايد در اين
مقام بفرمايد، فرمود. و آيه: الیوم اكملت لكم دينكم, نازل شد.
پس حسان بن ثابت و بعضى ديگر در اين باب اشعارى گفتند و از جمله اشعار حسان اين يك بیت
است (فقال له قم يا على فاننى =رضیتك من بعدى اماما و ھادي ا) كه در محضر آن جمع از صحابه
خوانده و رسول خدا (صلى الله علیه وآله) كلمه: لازلت يا حسان مويدا بروح القدوس ما نصرتنا بلسانك ,
در حق او فرمود. پس بدستور حضرتش، خیمه براى امیر المؤمنین صلوات الله علیه بر سر پا كردند و
منظره امروزين محل غدير خم، و بركه آب آن كه با تردد مستمر مؤمنین به آنجا آباد گرديده است
مردمان بجھت بیعت با او حاضر شدند و شرايط و فضاى واقعه چنان بود كه اول كسى كه آن جناب
را بحصول مرتبت مولائیت تھنیت نمود، عمر بود كه گفت: بخ بخ ھنیئا لك يابن ابى طالب ! اصحبت
مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنه . (بروايت دارقطنى و عاصمى ؛ ابوبكر نیز شريك ثانى گرديد در
اداى تھنیت. حديث غدير از احاديث متواتره بین الفريقین است و ھیچ حديثى به مرتبه آن نمى
رسد و از ابوالمعالى جوينى منقولست كه تعجب مي كرد و مى گفت: در بغداد در دست صحافى،
كتابى ديدم كه در آخر آن نوشته: اين جلد بیست و ھشتم از طريق حديث : من كنت مولاه فعلى
مولاه, است و بعد از اين، جلد بیست و نھم بیايد. (و بیشتر اين كتابھا نابود شده است ) سید اجل
حامى الملة و سیف الامة میر حامد حسین ھندى رضوان الله علیه، دو مجلد كبیر از عبقات الانوار
را در اين حديث شريف نوشته و من (محدث قمي ) آن دو مجلد را مختصر كردم و نامیدم به فیض
القدير فیما يتعلق بحديث الغدير.
روز : بیعت مسلمین با حضرت امیر (صلوات الله علیه) بعد از ھلاك عثمان
قتل و غارت شھر مقدس كربلا و ھتك حريم آستان حسیني به وسیله لشكريان سعود
وھابي

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


السَّلامُ عَلَیک یا اَهلُ بَیت النُبوَة

 

امام باقر (علیه السلام) پس از عمرى تلاش در ميدان بندگى خدا و احياى دين و ترويج‏علم و خدمات اجتماعى به جامعه اسلامى، در روز هفتم ماه ذو الحجه سال 114 (1) به شهادت رسیدند.

در سال رحلت و شهادت آن حضرت آراى ديگرى نيز وجود دارد.دسته‏اى از مورخان سال 117 (2) و بعضى سال 118 (3) و گروه اندكى سالهاى 116 (4) و 113 (5) و 115 (6) و 111 (7) را ياد كرده‏اند، اما بيشترين منابع تاريخى سال 114 (8) را متذكر شده‏اند.

منابع روايى و تاريخى علت وفات آن حضرت را مسموميت دانسته‏اند، مسموميتى كه دستهاى حكومت امويان در آن دخيل بوده است. (9)

از برخى روايات استفاده مى‏شود كه مسموميت امام باقر (علیه السلام) به وسيله زين آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه‏اى كه بدن آن گرامى از شدت تأثير سم‏بسرعت متورم گرديد و سبب شهادت آن حضرت شد. (10)

در اين كه چه فرد يا افرادى در اين ماجراى خائنانه دست داشته‏اند، نقلهاى روايى و تاريخى از اشخاص مختلفى نام برده‏اند.

بعضى از منابع، شخص هشام بن عبد الملك را عامل شهادت آن حضرت دانسته‏اند. (11)

بخشى ديگر، ابراهيم بن وليد را وسيله مسموميت معرفى كرده‏اند. (12)

برخى از روايات نيز زيد بن حسن را كه از دير زمان كينه‏هاى عميق نسبت به امام باقر (علیه السلام) داشت، مجرى اين توطئه به شمار آورده‏اند. (13)

به طور مسلم وفات امام باقر (علیه السلام) در دوران خلافت هشام بن عبد الملك رخ داده است، (14) زيرا خلافت هشام از سال 105 تا سال 125 هجرى استمرار داشته، و آخرين سالى كه مورخان در وفات امام باقر (علیه السلام) نقل كرده‏اند 118 هجرى مى‏باشد. (15)

با اين كه نقلها بظاهر مختلف است، اما با اندكى تأمل در منابع روايى و تاريخ، بعيد نمى‏نمايد كه همه آنها به گونه‏اى صحيح باشد زيرا عامل شهادت آن حضرت لازم نيست يك نفر باشد بلكه ممكن است افراد متعددى در شهادت امام باقر (علیه السلام) دست داشته‏اند كه هر روايت و نقل، به يكى از آنان اشاره كرده است.

با توجه به برخوردهاى خشن و قهر آميز هشام با امام باقر (علیه السلام) و عداوت انكار ناپذير بنى اميه با خاندان على (علیه السلام) شك نيست كه او در از ميان بردن امام‏باقر (علیه السلام) ـ اما بشكلى غير علنى ـ انگيزه‏اى قوى داشته است.

بديهى است كه هشام براى عملى ساختن توطئه خود، از نيروهاى مورد اطمينان خويش بهره جويد، از اين رو ابراهيم بن وليد (16) را كه عنصرى اموى و دشمن اهل بيت (علیه السلام) است به استخدام مى‏گيرد و او امكانات لازم را در اختيار فردى كه از اعضاى داخلى خاندان على (علیه السلام) بشمار مى‏آيد و مى‏تواند در محيط زندگى امام باقر (علیه السلام) بدون مانع راه يابد و كسى مانع او نشود، قرار دهد، تا به وسيله او برنامه خائنانه هشام عملى گردد و امام به شهادت رسد.

امام باقر (علیه السلام) اين چنين به شهادت رسيد و به ملاقات الهى شتافت و در بقيع، كنار مرقد پدر بزرگوارش امام سجاد (ع) و عموى پدرش حسن بن على (ع) مدفون گشت. (17)

پى‏نوشت‏ها:

1 ـ فرق الشيعة 61، اعلام الورى به جاى ماه ذو الحجة، ماه ربيع الاول را ياد كرده است .ر ك: ص .259

2 ـ تاريخ يعقوبى 2/320، تذكرة الخواص 306، الفصول المهمة 220، اخبار الدول و آثار الاول 11، اسعاف الراغبين 195، نور الابصار، مازندرانى 66 و...در بسيارى از اين منابع، مطلب به صورت «قيل» ياد شده است.

3 ـ كشف الغمة 2/322، وفيات الاعيان 4/174، تاريخ ابى الفداء 1/248، تتمة المختصر 1/248، اعيان الشيعة 1/ .650

4 ـ المختصر فى اخبار البشر 1/203، تتمة المختصر 1/ .248

5 ـ مرآة الجنان 1/ .247

6 ـ كامل ابن اثير 5/ .180

7 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/ .152

8 ـ طبقات الكبير 5/238، اصول كافى 2/372، تاريخ قم 197، ارشاد مفيد 2/156، دلائل الامامة 94، تاج المواليد 118، مناقب 4/210، سير اعلام النبلاء 4/409، الانوار البهية 126، تاريخ ابن خلدون 2/23، عمدة الطالب 137، شذرات الذهب 1/149، و...

9 ـ الصواعق المحرقة 210، احقاق الحق 12/154، اسعاف الراغبين بهامش نور الابصار 254، مثير الاحزان، جواهرى .244

10 ـ الخرائج و الجرائح، راوندى 2/604، مدينة المعاجز 349، بحار 46/329، مستدرك الوسائل 2/ .211

11 ـ مآثر الانافة فى معالم الخلافة 1/152، مصباح كفعمى .522

12 ـ سبائك الذهب 74، دلائل الامامة 94، مناقب ابن شهر آشوب 4/210، الفصول المهمة 220، الانوار البهية .126

13 ـ منابع ياد شده در پاورقى شماره .1

14 ـ تاريخ يعقوبى 2/320، مروج الذهب 3/219، الانوار البهية 126، اعيان الشيعة 1/ .650

15 ـ در كتاب اخبار الدول و آثار الاول ص 111 شهادت امام باقر (ع) در خلافت ابراهيم بن وليد دانسته شده است، ولى چنان كه توضيح داده شد وفات آن حضرت در خلافت هشام بوده و ابراهيم بن وليد مى‏توانسته است از مجريان نقشه هشام به شمار آيد.

16 ـ ابراهيم بن وليد بن عبد الملك، بعدها در سال 129، به خلافت رسيد، ولى خلافتش ديرى نپاييد و پس از هفتاد روز كشته شد.ر ك: تاريخ الخلفاء، سيوطى .254

17 ـ فرق الشيعة 61، اصول كافى 2/372، ارشاد مفيد 2/156، دلائل الامامة 94، اعلام الورى 259، كشف الغمة 2/327، تذكرة الخواص 306، مصباح كفعمى 522، شذرات الذهب 1/149 و...

از برخى منابع استفاده مى‏شود كه آن حضرت، هنگام رحلت در شهر مدينه نبوده است، بلكه در محلى به نام حميمه از روستاهاى نواحى مكه يا شام بوده، پس از شهادت، آن گرامى را به مدينه منتقل كرده‏اند.

ر ك: وفيات الاعيان 4/174، المختصر فى اخبار البشر 1/203، احقاق الحق 12/ .152

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |




هشتمين امام معصوم(علیه السلام) در انتظار پسر و شيعيان در تب و تاب‏رويت جمال جواد الائمه(علیه السلام) بودند. حدود چهل و هفتمين بهار عمرامام رضا(علیه السلام) سپرى مى‏شد اما هنوز فرزندى كاشانه پر فروغش رافروزان نساخته بود. از طرفى حضرت مورد طعنه دشمنان و زخم زبان‏آنها قرار داشت كه گاه بوسيله نامه نيز آن حضرت را مورد آزارقرار مى‏دادند كه نمونه آن را مى‏توان در مكتوب «حسين ابن‏قياما» مشاهده كرد. او كه از سران «واقفيه‏» بود در نامه‏اى‏به امام رضا(علیه السلام) مى‏نويسد: چگونه ممكن است امام باشى در صورتى‏كه فرزندى ندارى و امام(علیه السلام) پاسخ او را چنين نگاشت كه از كجامى‏دانى كه من فرزندى نخواهم داشت چند روزى طول نخواهد كشيد كه‏خداوند به من پسرى عنايت‏خواهد كرد كه حق را از باطل جدامى‏كند. تا اينكه طبق پيش بينى امام (علیه السلام) در رمضان سال 195 هجرى‏و به نقل از ابن عياش در دهم رجب آن سال ستاره امام جواد(علیه السلام)متجلى شد و مادرش «سبيكه‏» را كه از خاندان «ماريه قبطيه‏»همسر پيامبر(صلوات الله) بود و به فرموده امام رضا(علیه السلام) آفرينشى پاكيزه ومنزه داشت. مرتبت و مقامى والاتر بخشيد.

ولادت امام جواد(علیه السلام) تمامى شايعات مربوط به امام رضا(علیه السلام) راپايان بخشيد و دلهره و اضطراب را از ميان شيعيان زدود. بدين‏جهت، كه امام در حق فرزندش فرمود: اين مولودى است كه براى‏شيعيان ما «در اين زمان‏» با بركت‏تر از او زاده نشده است.

مولودى كه حدود شانزده سال رهبرى و امامت‏شيعيان را عهده دارشدو در اين راستا آثارى شگفت از خويش به يادگار گذارد و مكتب‏علمى، اجتماعى شيعه را جلوه خاص بخشيد.

شهادت آن بزرگوار پايانى است‏بر تلاشهاى چشمگير و پر فروغش‏تلاشهايى كه خلفاى بنى عباس و دشمنانش را آنچنان غافلگير نمودكه نتوانستند آن حضرت را تحمل نمايند و بدين جهت در صدد شهادت‏آن حضرت بر آمدند و اين نوشتار نگاهى است‏به عوامل و موجبات‏شهادت آن حضرت كه در اين زمينه به بررسى سه عامل مى‏پردازيم:

تقواى الهى و عدم همراهى با فساد در بار

مى‏دانيم كه يكى از القاب آن حضرت «تقى‏» است و اين به خاطره‏جلوه و ظهور خاصى است كه تقواى الهى آن امام همام در اجتماع‏آن روز نموده و جهانى از پاكى و عفاف و تقوا را فرا راه‏ديدگان قرار داده بود و الا تمامى معصومين بر خور دار از صفت‏تقوا و عصمت الهى هستند چنانكه همه «صادق‏» راستگو و«كاظم‏» فرو برنده خشم و «زين العابدين‏» زيباترين روح‏پرستنده‏» هستند.

اما فرهنگ القاب معصومين ريشه‏اى اجتماعى وبرخاسته از عنايت الهى دارد كه لقب «تقى‏» نيز از اين مقوله‏است نگاهى به شرايط اجتماعى آن بزرگوار و وضعيت درباريان مارا بدين نكته رهنمون مى‏كند كه دشمن تلاشى پيگير داشت تا به‏گمان خود آن حضرت را با عياشيها و فساد دربار براى يك بارهم‏كه شده است آلوده كند و در نتيجه آن حضرت را از چشم شيعيان وطرفدارانش كه او را به خاطر پاكى و طهارت الهى‏اش مى ستودندساقط كند و حتى مامون براى كشاندن آن حضرت به بزم درباردخترش ام الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در اين جهت دستورلازم را نيز صادر كرد. اما راه بجايى نبرد و پاكى و تقواى‏امامت‏بر انديشه باطل مامونى پيروز گشت و نورانيتى مضاعف‏يافت. اين بار كافى است روايت ذيل را مرور كنيم.

ابن شهرآشوب در كتاب «مناقب‏» از محمد بن ريان نقل مى‏كند كه‏مامون درباره امام محمد تقى(ع) به هر نيرنگى دست زد شايدبتواند آن حضرت را مانند خود اهل دنيا نمايد و به فسق و لهواو را متمايل كند به نتيجه‏اى نرسيد تا زمانى كه خواست دخترخود را به خانه آن حضرت بفرستد دستور داد صد كنيزك اززيباترين كنيزكان را بگمارند تا زمانيكه امام جواد(ع) براى‏حضور در مجلس دامادى وارد مى‏شود با جامهاى جواهر نشان از اواستقبال كنند كنيزان به آن دستور العمل رفتار كردند ولى حضرت‏توجهى به آنها ننمود

و مردى بود به نام «مخارق‏» كه آوازه‏خوان بود و بربط نواز و ريشى دراز داشت. مامون او را طلبيد واز او خواست كه تلاش خود را جهت متمايل نمودن امام به امورمزبور بكار گيرد. مخارق به مامون گفت اگر ابوجعفر(ع) كمترين‏علاقه‏اى به دنيا داشته باشد من به تنهايى مقصود تو را تامين‏مى‏كنم. پس نشست مقابل آن حضرت و آواز خود را بلند كرد بگونه‏اى‏كه اهل خانه دورش گرد آمدند و شروع كرد به نواختن عود و آوازخوانى. ساعتى چنين كرد ولى ديد حضرت جواد(ع) نه به سوى او ونه به راست و چپ خود هيچ توجهى ننمود. سپس سربرداشت و رو به‏آن مرد كرد و فرمود، «اتق الله ياذاالعثنون‏» از خدا پروا كن‏اى ريش دراز پس عود و بربط از دست آن مرد افتاد و دستش از كارافتاد تا آن كه بمرد. مامون از او پرسيد تو را چه شد؟ گفت:وقتى كه ابو جعفر(ع) فرياد بركشيد آن چنان هراسيدم كه هرگز به‏حالت اول باز نخواهم گشت.

روايت فوق بيانگر عمق توطئه مامون‏جهت نشانه گرفتن تقواى الهى امام جواد(ع) مى‏باشد كه عصمت الهى‏امام جواد(ع) نقشه‏هاى آنان را نقش بر آب مى‏نمود. و در همين‏راستا سخن ديگرى كه از «ابن ابى داود» نقل شده است كه درجمع اطرافيان خود گفت:

خليفه به اين فكر افتاده است كه ابوجعفر(ع) را براى شيعيان وپيروانش به صورت زشت و مست نا متعادل آلوده به عطر مخصوص زنان‏نمودار كند. نظر شما در اين باره چيست؟ آنها مى‏گويند اينكاردليل شيعيان و حجت آنرا از بين خواهد برد اما فردى از ميان‏آنان‏مى‏گويد جاسوسهايى از ميان شيعيان برايم اين چنين خبرآورده‏اند كه شيعيان مى‏گويند در هر زمان بايد حجتى الهى باشد وهرگاه حكومت متعرض فردى كه چنين مقامى نزد آنان دارد بشود خودبهترين دليل ست‏بر اينكه او حجت‏خداست. پس از آن «ابن ابى‏داود» خبر را به خليفه منتقل مى‏كند دراين هنگام خليفه اين‏چنين اظهار نظر مى‏كند كه «امروز در باره اينها هيچ چاره وحيله‏اى وجود ندارد. ابوجعفر را اذيت نكنيد. پس از نوميدى ازهمراهى امام و درخشش هرچه بيشتر جلوه‏هاى پاكى و تقواى امام‏بود كه دشمن تصميم به شهادت امام(ع) را مى‏گيرد زيرا كه هر روزشخصيت امام فروغى فروزانفتر به خويش مى‏گيرد و دلهاى مشتاق‏پاكى و عفاف را هرچه بيشتر بسوى خويش جذب مى‏كند.

و امام (ع)خود بى رغبتى و ناراحتى خويش را از وضعيت دربار و همراهى آنان‏اظهار مى‏داشت. «حسين مكارى‏» مى‏گويد: در بغداد بر ابوجعفر(ع)وارد شدم و در نزد خليفه بانهايت جلالت مى‏زيست. با خود گفتم كه‏حضرت جواد(ع) با اين موقعيت كه در اينجا دارد ديگر به مدينه‏برنخواهد گشت. چون اين خيال در خاطر من گذشت ديدم امام سرش راپايين انداخت و پس از اندكى سربلند كرد در حالى‏كه رنگ مباركش‏زرد شده بود، فرمود: «اى حسين نان جو با نمك نيمكوب در حرم‏رسولخدا(ص) نزد من بهتر است از آنچه كه مشاهده مى‏كنى.

برترى دانش و تفوق علمى

دومين عامل شهادت امام جواد(ع) را مى‏توان حضور قوى و كار آمدحضرت در صحنه‏هاى علمى و برترى دانش آن حضرت بر شمرد زيرا كه‏اين امر ناتوانى خليفه را در مقابل امام جواد(ع) كه بسيارى‏خلافت را حق آنان مى‏دانستند به نمايش مى‏گذاشت. و ضعف بنيه علمى‏دانشمندان دربارى را هر چه بيشتر آشكار مى‏ساخت كه از ميان‏مباحثات متعدد حضرت يكى از آنها را برگزيده و نقل مى‏كنيم.

«زرقان‏» كه با «ابن ابى داود» دوستى و صميميت داشت مى‏گويديك روز ابن ابى داود از مجلس معتصم باز گشت، در حالى كه به‏شدت افسرده و غمگين بود علت را جويا شدم گفت: امروز آرزو كردم‏كه كاش بيست‏سال پيش مرده بودم پرسيدم چرا؟ گفت: به خاطر آنچه‏از ابوجعفر «امام جواد(ع‏») در مجلس معتصم برسرم آمد. گفتم:

جريان چه بود؟ گفت: شخصى به سرقت اعتراف كرد و از خليفه‏«معتصم‏» خواست كه با اجراى كيفر الهى او را پاك سازد. خليفه‏همه فقها را گرد آورد و محمد ابن على «حضرت جواد(ع‏») را نيزفراخواند و از ما پرسيد دست دزد از كجا بايد قطع شود؟ من‏گفتم: از مچ دست. گفت: دليل آن چيست؟ گفتم: چون منظور از دست‏در آيه تيمم «فامسحوا بوجوهكم و ايديكم‏»،صورت و دستهايتان‏را مسح كنيد» تا مچ دست است. گروهى از فقها در اين مطلب بامن موافق بودند و مى‏گفتند: دست دزد بايد از مچ قطع شود ولى‏گروهى ديگر گفتند: لازم است از آرنج قطع شود و چون معتصم دليل‏آن را پرسيد گفتند: منظور از دست در آيه شريفه وضوء:

«فاغسلوا وجوهكم و ايديكم الى المرافق‏» صورتها و دستهايتان‏را تا آرنج‏بشوييد. تا آرنج است. آنگاه معتصم رو به محمد ابن‏على امام جواد(ع) كرد و پرسيد: نظر شما در اين مساله چيست؟

گفت: اينها نظر دادند، مرا معاف بدار. معتصم اصرار كرد و قسم‏داد كه بايد نظرتان را بگوييد. محمد بن على (ع) گفت: چون قسم‏دادى نظرم را مى‏گويم. اينها در اشتباه‏اند. زيرا فقط انگشتان‏دزد بايد قطع شود و بقيه دست‏بايد باقى بماند. معتصم گفت: به‏چه دليل؟

گفت: زيرا رسول خدا(ص) فرمود: سجده بر هفت عضو بدن تحقق‏مى‏پذيرد. بنابراين اگر دست دزد از مچ يا آرنج قطع شود دستى‏براى او نمى‏ماند تا سجده نماز را به جا آورد و نيز خداى متعال‏مى‏فرمايد: «و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا» سجده‏گاهها از آن خداست. پس هيچ كس را همراه با خدا مخوانيد. ابن‏ابى داود مى‏گويد: معتصم جواب محمد بن على را پسنديد دستور دادانگشتان دزد را قطع كنند و من همانجا آرزوى مرگ كردم. پس ازسه روز ابن ابى داود به حضور معتصم مى رسد و مى‏گويد: به معتصم‏گفتم خير خواهى براى اميرالمومنين بر من واجب است و من در اين‏جهت‏سخنى مى‏گويم كه مى‏دانم با آن به آتش جهنم مى‏افتم. معتصم‏گفت آن سخن چيست؟ گفتم:

چگونه اميرالمومنين براى امرى از امور دينى كه اتفاق افتاده‏است‏به خاطر گفته مردى كه نيمى از مردم به امامت او معتقدند وادعا مى‏كنند او از اميرالمومنين شايسته‏تر به مقام اوست، تمامى‏سخنان آن علماء و فقها را رها كرده و به حكم آن مرد حكم كرد؟

پس رنگ معتصم تغيير كرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا را دربرابر اين خيرخواهيت‏به تو پاداش نيك عطا كند و پس از آن بودكه تصميم به شهادت امام (ع) گرفت.

بزرگداشت نهضتهاى شيعى

حسين بن على مشهور به شهيد فخ نواده حضرت مجتبى(ع) در زمان‏يكى از خلفاى بنى عباس به نام هادى عباسى قيام كرد. ياد و نام‏او سندى بر محكوميت‏بنى عباس تلقى مى‏شد و حماسه نهضتهاى شيعى‏عليه خلفاى عباسى را در خاطره‏ها تجديد مينمود.

در حمايت ازاين شهيد انقلابى روايتى نيز از امام جواد(ع) مى‏خوانيم: «پس‏از فاجعه كربلا هيچ فاجعه‏اى براى ما بزرگتر از فاجعه فخ نبوده‏است.» يكى از نويسندگان در حكمت نقش انگشترى امام جواد(ع)«نعم‏القادر الله‏» مى‏نويسد: بعد از آن كه «مامون‏» همه‏انقلابها را سركوب نموده و تمامى صداها را خفه كرد. طبيعى بودكه مامون و عباسيان و يارانشان احساس كنند كه به نهايت‏آروزيشان رسيده و به ارزشمندترين آرمانهايشان كه عبارت بود ازمحكم ساختن پايه‏هاى حكومت و سلطنتشان به طورى كه ديگر هيچ‏نيرويى توان ايستادن در برابر جبروت و سركشى آنان نداشته اشددست‏يافته‏اند ولى مى‏بينيم كه بعد از اين همه، نقش انگشترى‏امام جواد(ع) در برابر تمامى تصورات آنان قد علم مى‏كند وتمامى مظاهر و سركشى و ستم آنان را محكوم مى‏كند آن نقش اين‏جمله است «نعم القادرالله‏» چه نيكو توانمندى است‏خدا.

و در اين راستاست كه معتصم پس از اين كه از مردم بيعت‏براى‏خود گرفت جوياى حال امام جواد(ع) شد و دستور داد كه امام‏جواد(ع) و همسرش ام الفضل را به بغداد فرا خوانند. زيرا كه‏حضور و نام و ياد آن بزرگوار حماسه جهاد و پرچم آزادگى و عزت‏ايمان است و جلوه امامت و وصايتش مهر باطلى است‏بر خلافتهاى‏باطل بنى عباس.

درود و سلام و صلوات خدا بر جواد الائمه(ع) آن هنگام كه باميلادش جلوه زيباى مبارك‏ترين مولود را رقم زد و آن هنگام كه باقامت زيباى امامت‏خويش قيامتى از شكوه و جلال و عظمت الهى رامتجلى ساخت و آن زمان كه در آخر ذى قعده سال 220 هجرى ديده ازجهان فرو بست و با غروب غمگنانه و افتخار آفرين خويش تجلى بخش‏آيات جهاد و شهادت گشت.

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |




بیست و پنجم ماه ذی القعده روز دحوالارض است. دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزی كه زمین از زیر کعبه كشیده و گسترانیده شد" .

گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وحله اول عجیب به نظر میرسد اما تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود :

پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .

در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .

تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گردیده و از برای عبادت و اجتماع به ذكر خدا در این روز، اجر بسیار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید . درباره روزه این روز آمده است :

▪ روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است .

▪ روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است .

▪ برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و ...

از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است . و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است .

روایت است که « امام رضا » علیه السلام فرموده اند: درشب بیست و پنجم ماه ذی القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسی (ع)متولد شده اند. و نیز در این روز رسول خدا صلی الله علیه و آله ، به قصد حجهٔ الوداع از مدینه به همراه یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزیمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامی زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند .

و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود .


+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


*** قال الامام الرِّضا (ع) : اَلافَمَن زارَنِی فِی غُربَتِی بِطُوسٍ کَانَ مَعِی فِی دَرَجَتِی یَومَ القِیامَةِ مَغفُورًا لَهُ.

*** امام رضا (ع) فرمودند : هر کس مرا در طوس ، جایی که دور از وطنم مدینه است ، زیارت کند، روز قیامت با من خواهد بود و گناهانش آمرزیده می شود***  


 فرخنده سالروز آفتاب گيتي فروز توس ، خورشيد مرد ولايت عشق ،
حضرت ثامن الحجج ،
علي بن موسي الرضا عليه السلام را تبريك و تهنيت عرض مي نمائيم
...


 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنة



تاريخ چشم به راه فاطمه اي ديگر است. انتظار به سر مي آيد و شميم دلنوازي، خانه خورشيد را فرا ميگيرد. خنكاي حضور دوباره فاطمه (سلام الله علیها) در فضاي مدينه جاري مي شود و كوثر فاطمي، جوشيدن ميگيرد. به كوچه باغهاي حرم تو پناه مي آورم و در سايه سار ملكوتي آن، نفسي تازه مي نمايم. كنار نهر استجابت مي نشينم و قطره اي مي شوم در آبي زلال اشك هاي زائرانت. ضريح نوراني ات را در آغوش ميگيرم و از بين شبكه هاي آن، مزار مطهر تو را تماشا مي كنم. باورم نمي شود!
آيا به اين سادگي به زيارت تو آمده ام! تو كه زيارتت، همسان زيارت ياس گمشده مدينه است!



حضرت فاطمه معصومه (سلام الله علیها)
در روز اول ذيقعده سال 173 هجري، در شهر مدينه چشم به جهان گشود. اين بانوي بزرگوار، از همان آغاز، در محيطي پرورش يافت که پدر و مادر و فرزندان، همه به فضايل اخلاقي آراسته بودند. عبادت و زهد، پارسايي و تقوا، راستگويي و بردباري، استقامت در برابر ناملايمات، بخشندگي و پاکدامني و نيز ياد خدا، از صفات برجسته اين خاندان پاک سيرت و نيکو سرشت به شمار مي رفت. پدران اين خاندان، همه برگزيدگان و پيشوايان هدايت، گوهرهاي تابناک امامت و سکان داران کشتي انسانيت بودند.

 

سرچشمه دانش
حضرت معصومه (س) در خانداني که سرچشمه علم و تقوا و فضايل اخلاقي بود، پرورش يافت. پس از آنکه پدر بزرگوار آن بانوي گرامي به شهادت رسيد، فرزند ارجمند آن امام، يعني حضرت رضا (ع) عهده دار امر تعليم و تربيت خواهران و برادران خود شد و مخارج آنان را نيز بر عهده گرفت. در اثر توجهات زياد آن حضرت، هر يک از فرزندان امام کاظم (ع) به مقامي والا دست يافتند و زبانزد همگان گشتند. ابن صباغ ملکي در اين باره ميگويد: «هر يک از فرزندان ابي الحسن موسي معروف به کاظم، فضيلتي مشهور دارد». بدون ترديد بعد از حضرت رضا (ع) در ميان فرزندان امام کاظم (ع)، حضرت معصومه (س) از نظر علمي و اخلاقي، والامقام ترين آنان است. اين حقيقت از اسامي، لقب ها، تعريف ها و توصيفاتي که ائمه اطهار (ع) از ايشان نموده اند، آشکار است و اين حقيقت روشن مي سازد که ايشان نيز چون حضرت زينب (س) «عالمه غير معلمه» بوده است.

مظهر فضايل
حضرت فاطمه معصومه (س) مظهر فضايل و مقامات است. روايات معصومان (ع) فضيلت ها و مقامات بلندي را به آن حضرت نسبت مي دهد. امام صادق (ع) در اين باره مي فرمايند: «آگاه باشيد که براي خدا حرمي است و آن مکه است؛ و براي پيامبر خدا حرمي است و آن مدينه است. و براي اميرمؤمنان حرمي است و آن کوفه است. بدانيد که حرم من و فرزندانم بعد از من، قم است. آگاه باشيد که قم، کوفه کوچک ماست، بدانيد بهشت هشت دروازه دارد که سه تاي آن ها به سوي قم است. بانويي از فرزندان من به نام فاطمه، دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند.»

 

مقام علمي حضرت معصومه (سلام الله علیها)

حضرت معصومه (س) از جمله بانوان گرانقدر و والا مقام جهان تشيع است و مقام علمي بلندي دارد. نقل شده که روزي جمعي از شيعيان، به قصد ديدار حضرت موسي بن جعفر (ع) و پرسيدن پرسش هايي از ايشان، به مدينه منوره مشرف شدند. چون امام کاظم (ع) در مسافرت بود، پرسش هاي خود را به حضرت معصومه (س) که در آن هنگام کودکي خردسال بيش نبود، تحويل دادند. فرداي آن روز براي بار ديگر به منزل امام رفتند، ولي هنوز ايشان از سفر برنگشته بود. پس به ناچار، پرسش هاي خود را باز خواستند تا در مسافرت بعدي به خدمت امام برسند، غافل از اين که حضرت معصومه (س) جواب پرسش ها را نگاشته است. وقتي پاسخ ها را ملاحظه کردند، بسيار خوشحال شدند و پس از سپاسگزاري فراوان، شهر مدينه را ترک گفتند. از قضاي روزگار در بين راه با امام موسي بن جعفر (ع) مواجه شده، ماجراي خويش را باز گفتند. وقتي امام پاسخ پرسش ها را مطالعه کردند، سه بار فرمود: پدرش فدايش.

فضيلت زيارت
دعا و زيارت، پر و بال گشودن از گوشه تنهايي، تا اوج با خدا بودن است. دعا و زيارت، جامي است زلال از معنويت ناب درکام عطشناک زندگي؛ و زيارت حرم معصومه (س)، بارقه اميدي در فضاي غبارآلود زمانه، فرياد روح مهجور در هنگامه غفلت و بي خبري، و نسيمي فرحناک و برخاسته از باغستان هاي بهشت است. زيارت مرقد فاطمه معصومه (س)، به انسان اعتماد به نفس مي دهد، و او را از غرق شدن در گرداب نوميدي باز مي دارد و به تلاش بيشتر دعوت مي کند. زيارت مزار با صفاي کريمه اهل بيت (س)، سبب مي شود که زائر حرم، خود را نيازمند پروردگار ببيند، در برابر او خضوع کند، از مرکب غرور و تکبر- که سرچشمه تمامي بدبختي ها و سيه روزي هاست- فرو آيد و حضرت معصومه (س) را واسطه درگاه پروردگار عالميان قرار دهد. بر همين اساس است که براي زيارت آن حضرت، پاداش بسيار بزرگي وعده داده شده و آن، ورود به بهشت است. در اين باره از امام جواد (ع) نقل شده که فرمود: «هر کس عمه ام را در قم زيارت کند، بهشت از آن اوست».

برگزيدن شهر قم
پس از آنکه حضرت معصومه (ع) به شهر ساوه رسيد، بيمار شد. چون توان رفتن به خراسان را در خود نديد، تصميم گرفت به قم برود. يکي از نويسندگان در اين باره که چرا حضرت معصومه (س) شهر قم را برگزيد، مي نويسد: «بي ترديد مي توان گفت که آن بانوي بزرگ، روي ملهم و آينده نگر داشت و با توجه به آينده قم و محوريتي که بعدها براي اين سرزمين پيش مي آيد - محوريتي که آرامگاه ايشان مرکز آن خواهد بود - بدين ديار روي آورد. اين جريان به خوبي روشن مي کند که آن بانوي الهي، به آينده اسلام و موقعيت اين سرزمين توجه داشته و خود را با شتاب بدين سر زمين رسانده و محوريت و مرکزيت آن را با مدفن خود پايه ريزي کرده است.

زيارت حضرت معصومه (سلام الله علیها) از منظر روايات
درباره فضيلت زيارت حضرت معصومه (س) روايات فراواني از پيشوايان معصوم رسيده است. از جمله، هنگامي که يکي از محدثان برجسته قم، به نام «سعد بن سعد» به محضر مقدس امام رضا (س) شرفياب مي شود، امام هشتم خطاب به ايشان مي فرمايد: «اي سعد! از ما در نزد شما قبري است». سعد مي گويد: فدايت شوم! آيا قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر (س) را مي فرماييد؟ مي فرمايد: «آري، هر کس او را زيارت کند، در حالي که به حق او آگاه باشد، بهشت از آن اوست.»

پيشواي جهان تشيع امام جعفر صادق (س) نيز در اين باره مي فرمايد: «هر کس او را زيارت کند، بهشت بر او واجب گردد». و در حديث ديگري آمده است: «زيارت او، هم سنگ بهشت است».

زيارت مأثور درباره حضرت معصومه (سلام الله علیها)
يکي از ويژگيهاي حضرت معصومه (س)، ورود زيارتنامه اي از سوي معصومان (س) درباره ايشان است که پس از حضرت فاطمه زهرا (س)، او تنها بانوي بزرگواري است که زيارت مأثور دارد. بانوان برجسته اي چون: آمنه بنت وهب، فاطمه بنت اسد، خديجه بنت خويلد، فاطمه ام البنين، زينب کبري، حکيمه خاتون و نرجس خاتون که هيچ شک و ترديدي در مقام بلند و جايگاه رفيع آن ها نيست. هيچ کدام زيارت مأثور از سوي معصومان (س) ندارند و اين نشان دهنده مقام والاي اين بانوي گرانقدر اسلام است. باشد که شیعیان و پيروان اهل بيت عصمت و طهارت (س) به ويژه بانوان، اين مقام بزرگ و عالي را پاس بدارند و همواره الگو و مظهر عفاف و تقوا و حيا باشند. تنها در اين صورت است که روح باعظمت اين بانوي بزرگ از همه ما خشنود خواهد شد.

امام رضا (ع) و لقب «معصومه»
حضرت فاطمه معصومه (س) بانويي بهشتي، غرق در عبادت و نيايش، پيراسته از زشتي ها و شبنم معطر آفرينش است. شايد يکي از دلايل «معصومه» ناميدن اين بانو، آن باشد که عصمت مادرش حضرت زهرا (س) در او تجلي يافته است. بر اساس پاره اي از روايات، اين لقب از سوي امام رضا (ع) به اين بانوي والامقام اسلام وارد شده است؛ چنان که فقيه بلند انديش و سپيد سيرت شيعه، علامه مجلسي (ع) در اينباره ميگويد: امام رضا (ع) در جايي فرمود: «هرکس معصومه را در قم زيارت کند، مانند کسي است که مرا زيارت کرده است».

کريمه اهل بيت
حضرت معصومه (س) در زبان دانشمندان و فقيهان گران قدر شيعه، به لقب «کريمه اهل بيت» ياد مي شود. از ميان بانوان اهل بيت، اين نام زيبا تنها به آن حضرت اختصاص يافته است. بر اساس روياي صادق و صحيح نسب شناس گرانقدر، مرحوم آيت الله مرعشي نجفي، اين لقب از طرف امام صادق (ع) بر حضرت معصومه (س) اطلاق شده است. در اين رؤيا، امام صادق (ع) به آيت الله نجفي که با دعا و راز و نياز، تلاش پيگيري را براي يافتن قبر مطهر حضرت زهرا (س) آغاز کرده خطاب فرمود: برتو باد به کريمه اهل بيت.

القاب حضرت معصومه (سلام الله علیها)
به طور کلي، سه زيارت نامه براي حضرت معصومه (س) ذکر شده که يکي از آن ها مشهور و دو تاي ديگر غير مشهور است. اسامي و لقب هايي که براي حضرت معصومه (س) در دو زيارت نامه غير مشهور ذکر شده؛ به قرار ذيل است: طاهره (پاکيزه)، حميده (ستوده)؛ بِرّه (نيکوکار)؛ رشيده (حد يافته)؛ تقّيه (پرهيزگار)؛ رضّيه (خشنود از خدا)؛ مرضيّه (مورد رضايت خدا)؛ سيده صديقه (بانوي بسيار راستگو)؛ سيده رضيّه مرضّيه (بانوي خشنود خدا و مورد رضاي او)؛ سيدةُ نساء العالمين (سرور زنان عالم). هم چنين محدثّه و عابده از صفات و القابي است که براي حضرت معصومه (س) عنوان شده است.

 شفاعت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
بالاترين جايگاه شفاعت، از آن رسول گرامي اسلام است که در قرآن کريم، از آن به «مقام محمود» تعبير شده است. همين طور دو تن از بانوان خاندان رسول مکرم اسلام، شفاعت گسترده اي دارند که بسيار وسيع و جهان شمول است و مي تواند همه اهالي محشر را فرا گيرد. اين دو بانوي عالي قدر، صديقه اطهر، حضرت فاطمه زهرا (س) و شفيعه روز جزا، حضرت فاطمه معصومه (س) هستند. در مورد شفاعت گسترده حضرت زهرا (س) همين بس که شفاعت، مهريه آن حضرت است و به هنگام ازدواج، پيک وحي طاقه ابريشمي از سوي پروردگار آورد که در آن، جمله «خداوند مهريه فاطمه زهرا را، شفاعت گنهکاران از امت محمد (ص) قرار داد»، اين حديث از طريق اهل سنت نيز نقل شده است. پس از فاطمه زهرا (س) از جهت گستردگي شفاعت، هيج بانويي به شفيعه محشر، حضرت معصومه (س) نمي رسد. بر همين اساس است که حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمودند: «با شفاعت او، همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند».

سرّ قداست قم
در احاديث فراواني به قداست قم اشاره شده است. از جمله امام صادق (ع) قم را حرم اهل بيت (ع) معرفي و خاک آن را، پاک و پاکيزه تعبير کرده است. همچنين ايشان در ضمن حديث مشهوري که درباره قداست قم به گروهي از اهالي ري بيان کردند، فرمودند: «بانويي از فرزندان من به نام فاطمه دختر موسي، در آن جا رحلت مي کند که با شفاعت، او همه شيعيان ما وارد بهشت مي شوند». او مي گويد: من اين حديث را هنگامي از امام صادق (ع) شنيدم که حضرت موسي بن جعفر(ع) هنوز ديده به جهان نگشوده بود. اين حديث والا، از رمز شرافت و قداست قم پرده برمي دارد و روشن مي سازد که اين همه فضيلت و شرافت اين شهر که در روايات آمده، از ريحانه پيامبر، کريمه اهل بيت (س)، مهين بانوي اسلام، حضرت معصومه (س) سرچشمه مي گيرد که در اين سرزمين ديده از جهان فرو مي بندد و گرد و خاک اين سرزمين را، توتياي ديدگان حور و ملايک مي کند.

محبت و مباهات حضرت معصومه (سلام الله علیها) به امام هشتم
مدت 25 سال تمام، حضرت رضا (ع) تنها فرزند نجمه خاتون بود. پس از يک ربع قرن انتظار، سرانجام ستاره اي تابان از دامان نجمه درخشيد که هم سنگ امام هشتم (ع) بود و امام (ع) توانست والاترين عواطف انباشته شده و در سوداي دلش را بر او نثار کند. بين حضرت معصومه و برادرش امام رضا (ع) عواطف سرشار و محبت شگفت انگيزي بود که قلم از ترسيم آن عاجز است. در يکي از معجزات امام کاظم (ع) که حضرت معصومه (ع) نيز نقشي دارد، هنگامي که نصراني مي پرسد: شما که هستيد؟ مي فرمايد: «من معصومه، خواهر امام رضا (ع) هستم». اين تعبير، از محبت سرشار آن حضرت به برادر بزرگوارش امام رضا (ع) و نيز از مباهات ايشان به اين خواهر- برادري سرچشمه مي گيرد.

سرآمد بانوان
فاطمه معصومه (س) از جهت شخصيت فردي و کمالات روحي، در بين فرزندان موسي بن جعفر (ع) بعد از برادرش، علي بن موسي الرضا (ع) در والاترين رتبه جاي دارد. اين درحالي است که بنا بر مستندات رجالي، فرزندان دختر امام کاظم (ع) دست کم هجده تن بوده اند و فاطمه در بين اين همه بانوي گران قدر، سرآمد بوده است. حاج شيخ عباس قمي آنگاه که از دختران موسي بن جعفر (ع) سخن مي گويد، درباره فاطمه معصومه (س) مي نويسد: «بر حسب آنچه به ما رسيده، افضل آن ها، سيده جليله معظمه، فاطمه بنت امام موسي (ع) معروف به حضرت معصومه است.

فضيلت بي نظير
شيخ محمد تقي تُستري، در قاموس الرجال، حضرت معصومه (س) را به عنوان بانوي اسوه معرفي کرد و فضيلت وي را در ميان دختران و پسران حضرت موسي بن جعفر (ع)، غير از امام رضا (ع) بي نظير دانسته است. ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند: «در ميان فرزندان امام کاظم (ع) با آن همه کثرتشان، بعد از امام رضا (ع) کسي هم شأن حضرت معصومه (س) نيست». بي گمان اين گونه اظهار نظرها و نگرش به شخصيت فاطمه دختر موسي بن جعفر (ع) بر برداشت هايي استوار است که از متن و روايات وارده از ائمه اطهار (ع) به دست آمده است. اين روايت ها، مقام هايي را براي فاطمه معصومه (س) برشمرده اند؛ مقامي که نظير آن، براي ديگر برادران و خواهران وي ذکر نکرده اند و به اين ترتيب، نام فاطمه معصومه (س) درشمار زنان برتر جهان قرار گرفته است.

بوي وصال
بي شک اهل بيت پيامبر (ص) چهره هاي پرفروغي به جهانيان عرضه کرده اند و نامشان مانند ستارگان درخشان در آسمان فضايل مي درخشد. درخشان ترين ستاره در ميان بانوان هفتمين منظومه ولايت، فاطمه فرزند پاکيزه موسي بن جعفر (ع) است؛ بانويي که سالهاست تشنگان معرفت از حريمش، زلال ايمان مي نوشند و عارفان با گذر بر زندگي فرزانه اش و درک لحظه هاي آسماني شدنش، درهاي عروج را به روي خود مي گشايند و بوي وصال را در گستره زمين منتشر مي سازند.

به جـــان پاک تو ای دختر امام، ســلام به هر زمان و مـکان و به هر مقام، سـلام

تويـی که شــاه خراسان بود بــرادر تــو بـــر آن مقام رفيــع و بـر اين مقام، ســلام

به هر عدد که تکلم شـود به ليل و نهار هــــزار بـار فـــزون تـر ز هـر کـلام، ســلام

صبح تا شب و از شام، تا طليعه صبــح بر آستـانه قــدسـت علی الـدوام، ســلام

در آســـمان ولايــت، مــه تمــامی تـــو ز پای تا به ســرت ای مـــه تـمـام، ســلام

به پيشگــاه تو ای خواهـــر شه کـَـونين ز فـرد فـرد خليـق، به صبح و شام ســلام

منم که هر سر مويم به هر زمان گويـد به جـان پــاک تـو ای دخــتـر امـام، ســلام

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

شهادت رئیس مذهب تشیع ومنادی فرهنگ علوی
حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) تسلیت باد




وظیفه کسانی که مشرّف به شرف مذهب جعفری هستند ان است که روز شهادت ان حضرت
به پا خیزند و در هیئات عزاداری به شوق زیارت ان قبر ویرانه که کنر مخفی خدا در ان ارمیده ، بر
سر و سینه زنند
شیعه نیوز: ایت الله العظمی شیخ حسین وحید خراسانی(دام ظله) به مناسبت فرارسیدن 25 شوال سالروز شهادت رییس مذهب تشیع حضرت امام جعفر ضادق علیه السلام بیانیه ای را صادر فرمودند که متن این بیانیه به شرح زیر است :

غرض از افرینش عالم و ادم ، معرفت و عبادت خداوندی است که ایات علم و قدرت و حکمت بی انتهای او در تمام کائنات نمایان است ، و نظم حاکم بر جهان از ترکیب یک ذرّه تا هزاران کهکشان گواه وحدانیّت او است .

وبعثت تمام انبیاء برای این است که عقل ادمی را به علم ، و اراده او را به ایمان، و روح او را به مکارم اخلاق ، و اعمال او را به خیر و صلاح هدایت کنند ، و نظامی قائم به قسط و عدل با اجرای احکام خداوندی که اسمان و زمین را به عدل به پا داشته به وجود اورند ، و ان غرض از خلقت و ان هدف از بعثت به وجود کسی میسّر شد که اصول و فروع اسلام را که حاصل رسالت فرستادگان خدا از ادم تا خاتم است از مبدأ تا معاد و از طهارت تا دیات به بشریّت اموخت ، و افاق افکار را به انوار علم و حکمت کتاب و سنّت منوّر کرد .

عامّه و خاصّه به علم و اجابت دعاء او که دو علامت امامت است اعتراف کردند ، و اعلام علمای اسلام شهادت دادند که انچه بشر به علم ان تا روز قیامت محتاج است ، در کتاب اوست .

خاتم انبیاء او را صادق نامید ، و اسم او را به روایت امام زین العابدین ( علیه السلام ) نزد اهل اسمان صادق است .

خداوندی که فرموده « یا ایّها الذین آمنوا اتقو الله و کونوا مع الصّادقین » چنین صادقی را حجّت خود قرار داده است .

اول امام اهل سنت ، مالک بن انس میگوید :« چشم من افضل از جعفربن محمّد در فضل و علم و ورع ندیده است » .

و ابو حنیفه او را اعلم الناس دانسته ، و از امام مالکیه نقل شده است که بر قلب بشری افضل از اودرعلم و عبادت و فضل و ورع خطور نکرده است .

سعادتمند مردمی که پیرو صادقی باشند که صادق ال محمّد ( صلوات الله علیهم اجمعین ) است .

ابن شهر اشوب در(مناقب) و قطب راوندی در (خرائج) از مفضل بن عمر روایت کردند که :

« با ابی عبدالله جعفربن محمّد ( علیه السلام ) می رفتیم ، به زنی برخورد کردیم که گاو مرده در مقابلش بود ، و ان زن و کودکانش گریه میکردند . ان حضرت از سبب گریه ان زن و طفلانش پرسید . گفت : این حیوان وسیله معیشت من و وطفلانم بود ، و اکنون در کار خود متحّیرم که چه کنم ؟ فرمود : میخواهی خدا او را برای تو زنده کند ؟ ان زن گفت : ایا با این مصیبت مرا مسخره میکنی ؟ دعایی خواند و پای خود را به ان حیوان زد ، گاو به سرعت سر پا ایستاد ، ان زن گفت : به پروردگار کعبه ، او عیسی بن مریم است .

ان حضرت به میان مردم رفت تا کسی او را نشناسد »

کسی که از قدمش اعجاز نفس عیسی ظاهر میشود و نفسش حیات ابد به ادمیّت می بخشد و مذهبش صراط مستقیمی است که انبیاء و مرسلین و شهدا و صّدیقین و عباد الله الصّالحین به ان متنعّمند ، روز شهادتش روز مصیبت اسلام و مسلمین است .

وظیفه کسانی که مشرّف به شرف مذهب جعفری هستند ان است که روز شهادت ان حضرت به پا خیزند و در هیئات عزاداری به شوق زیارت ان قبر ویرانه که کنر مخفی خدا در ان ارمیده ، بر سر و سینه زنند ، و به ناله های جانسوز به یاد ان امام مظلوم و پیکر مسموم و مرقد مهدوم، مشمول دعای ان حضرت شوند که فرمود : « اللهم ارحم الصّرخة التی کانت لنا » .

خوشا به حال ان دسته های عزاداری که با ان ناله ها، به دعای او رحمتی نصیبشان شود که خدای متعال فرمود:« و رحمة ربّک خیر ممّا یجمعون »

« فعلی الآطائب من اهل بیت محمّد و علی ( صلی الله علیهماو الهما) فلبیک الباکون »

انا لله و انا الیه راجعون
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


«ألسَّلامُ عَلَيکُم يَاأهل بَیتِ النُّبُوّة»



۸شوال، روز تخریب قبور مطهر و منور ائمه بقیع(صلوات الله علیهم اجمعین)، حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام)؛ حضرت امام سجاد(علیه السلام)؛ حضرت امام محمدباقر(علیه السلام)؛ حضرت امام جعفر صادق(علیه السلام) را به پیشگاه مقدس گل سرسبد عالم هستی، حجة بن الحسن العسکری، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان آن بزرگواران، تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم.  

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

... اسئلك بحق هذا اليوم الذى جعلته للمسلمين عيدا و لمحمد صلى الله عليه و آله ذخرا و شرفا و كرامة و مزيدا ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تدخلنى فى كل خير ادخلت فيه محمدا و آل محمد و ان تخرجنى من كل سوء اخرجت منه محمدا و آل محمد، صلواتك عليه و عليهم اللهم انى اسالك خير ما سئلك عبادك الصالحون و اعوذ بك مما استعاذ منه عبادك المخلصون‏

 

بارالها! به حق اين روزى كه آن را براى مسلمانان عيد و براى محمد(ص) ذخيره و شرافت و كرامت و فضيلت قرار دادى از تو مى‏خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستى و مرا در هر خيرى وارد كنى كه محمد و آل محمد را در آن وارد كردى و از هر سوء و بدى خارج سازى كه محمد و آل محمد را خارج ساختى، درود و صلوات تو بر او و آنها، خداوندا، از تو مى‏طلبم آنچه بندگان شايسته ‏ات از تو خواستند و به تو پناه مى‏برم از آنچه بندگان خالصت‏ به تو پناه بردند.

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |




شب نوزدهم:

اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.


اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِا سمُکَ الاَکبَرُ و اَسماؤُکَ الحُسنی وَ یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ عَلیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...


اعمال مخصوص هر شب قدر

شب نوزدهم:

1- صد مرتبه "اَستَغفُرِاللهَ رَبی وَ اَتوبُ اِلَیه".

2- صد مرتبه " اَللّهُمَّ العَن قَتَلَةَ اَمیرَالمومنینَ".

3- دعای "یا ذَالَّذی کانَ..." خوانده شود .

4- دعای " اَللّهَمَّ اجعَل فیما تَقضی وَ..." خوانده شود.


شب بیست و یکم:

فضیلتش زیادتر از شب نوزدهم است، و باید اعمال آن شب را از غسل و احیاء و زیارت و نماز، هفت قل هو الله و قرآن بر سر گرفتن و صد رکعت نماز و دعای جوشن کبیر و غیره در این شب به عمل آورد، در روایات تاکید شده در غسل و احیاء و جدّ و جهد در عبادت در این شب و شب بیست و سوم.


+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

قال الباقران عليهما السلام:

سالته عن علامة ليلة القدر، فقال: علامتها ان يطيب ريحها، و ان كانت فى برد دفئت، و ان كانت فى حر بردت فطابت. (1)

ترجمه: (محمد بن مسلم) از علامت ليلة القدر پرسيد؟ پس امام (ع) فرمود: علامت ليلة القدر اين است كه بوى خوشى از آن پخش مى‏شود، اگر در سرماى (زمستان) باشد گرم و ملايم مى‏گردد، و اگر ليلة القدر در گرماى (تابستان) باشد خنگ و معتدل و نيكو مى‏گردد.

حديث: قال ابو عبد الله عليه السلام:

ليلة القدر فى كل سنة و يومها مثل ليلتها. (2)

ترجمه: شب قدر در هر سال است و روز آن مثل شب آن مى‏باشد.

قال النبى (صلى الله عليه و آله):

ان انا ادركت ليلة القدر فما اسال ربى؟ قال (ص): «العافية‏». (3)

ترجمه: به پيامبر(ص) گفته شد: اگر شب قدر را دريابم از خدا چه چيزى را مسئلت كنم؟ فرمود: «عافيت را».

حديث:  قال موسى (عليه السلام):

الهى اريد قربك، قال: قربى لمن استيقظ ليلة القدر، قال:

الهى اريد رحمتك، قال: رحمتى لمن رحم المساكين ليلة القدر، قال:

الهى اريد الجواز على الصراط، قال: ذلك لمن تصدق بصدقة فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد من اشجار الجنة و ثمارها، قال: ذلك لمن سبح تسبيحه فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد النجاة من النار، قال: ذلك لمن استغفر فى ليلة القدر، قال:

الهى اريد رضاك، قال: رضاى لمن صلى ركعتين فى لية القدر. (4)

ترجمه:

خداوندا! مى‏خواهم به تو نزديك شوم، فرمود: قرب من از آن كسى است كه شب قدر بيدار شود، گفت: خداوندا! رحمتت را مى‏خواهم، فرمود: رحمتم از آن كسى است كه در شب قدر به مسكينان رحمت كند: گفت: خداوندا! جواز گذشتن از صراط را از تو مى‏خواهم فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر صدقه‏اى بدهد. گفت‏خداوندا! از درختان بهشت و از ميوه  ‏هايش مى‏خواهم، فرمود: آنها از آن كسى است كه در شب قدر تسبيحش را انجام دهد گفت: خداوندا! رهايى از جهنم را مى‏خواهم، فرمود: آن، از آن كسى است كه در شب قدر استغفار كند: گفت‏  خداوندا خشنودى تو را مى‏خواهم، فرمود: خشنودى من از آن كسى است كه در شب قدر دو ركعت نماز بگذارد.

توضيح:

ليلة القدر شبى است كه قرآن نازل شده است و ظاهرا مراد به قدر، تقدير و اندازه‏گيرى است، خداى تعالى در آن شب حوادث يكسال را يعنى از آن شب تا شب قدر سال آينده را تقدير مى‏نمايد، زندگى و مرگ، رزق، سعادت، و شقاوت و چيزهايى از اين قبيل را مقدر مى‏سازد.


 

 



چند حديث در عبادت زهرا  (س)  در شبهای قدر

 

قدرشناس قدر

قال على(ع): و كانت فاطمة(س) لا تدع احدا من اهلها ينام تلك الليلة - ليلة القدر - و تداويهم بقلة الطعام‏و تتاهب لها من النهار و تقول: محروم من حرم خيرها.

دعائم الاسلام، ج 1: 282.

حضرت على(ع) فرمود: فاطمه(س) نمى‏گذاشت كسى از اهل خانه در شبهاى قدر به خواب رود به آنان غذاى كم مى‏داد و از روز قبل براى احياى شب قدر آماده مى‏شد و مى‏فرمود: محروم كسى است كه از بركات اين شب محروم باشد.

 

دو ركعت نماز

قال ابوعبدالله الصادق(ع):

كان لامى فاطمة صلاة تصليها علمها جبرئيل، ركعتان تقرء فى الاولى: الحمد مرة و: انا انزلناه فى ليلة القدر، ماة مرة و فى الثانية: الحمد مرة و ماة مرة: قل هو الله احد، فاذا سلمت‏سبحت تسبيح الطاهرة عليها السلام.

جمال الاسبوع:173.

امام صادق(ع) فرمود: مادرم فاطمه(س) همواره دو ركعت نماز را مى‏خواند كه جبرئيل به او آموخته بود، در ركعت اول آن پس از حمد صد بار سوره قدر و در ركعت دوم پس از حمد صد بار سوره توحيد را مى‏خوانى، و پس از سلام نماز تسبيحات حضرتش را نيز مى‏گويى.

 

 

رمضان، تجلى معبود (ره توشه راهيان نور) ص 95

پى نوشتها: 1- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 256. 2- وسائل الشيعه، ج 7 صفحه 262. 3- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 458. 4- مستدرك الوسائل، ج 7 صفحه 456.

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

میلاد باسعادت سبط اکبر پور حیدر فرزند زهرای اطهر
 کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام راخدمت اقا امام زمان عج الله وتمامی شیعیان ومحبین آن حضرت تبریک وتهنیت عرض میکنم




در این شبها که   به اسمان  مینگریم گویی بغضی کهنه در گلوی مهتاب تو را فریاد میزند  تویی  که در وانفسای  این دنیا از همه غریبتر بوده ای. تویی که با سکوتت عشق  را به اتش کشیدی وخاک را تا به ابد با غربت اغشته نمودی . در تنهاییت خدای را به دیدگان نمناکمان به تماشا کشاندی.و در یادمان  اینگونه نگاشتی
هر که عاشقتر، دلش آشفته تر
 
چه فقیرانه نگاهم به جاده دوخته شده است که مبادا روز ی از مقابل دیدگانم بگذری و من از دیدارت جا بمانم
 
 شب را به امید رویایت میگذرانم و روز را به امید شنیدن صدایت .چه حقیقت تلخ و شیرینی است .
چه ظلمت و روشنایی وجودم را تسخیر نموده است
اگرمعبود تنهایی بر نمیگزید بی شک تو را معبود دل خویش میدانستم و از قربانی  چشم و دل در راهت دریغ نمیکردم
دوست دارم  آنی شوم که  خریدارم شوی که حتی اگر روزی قدمهایم به چمن جنت رسید باز هم غلام روسیاه تو باشم
دلم سر سپرده ات شد .
تقصیر من نیست که این چنین عاشقانه فریادت میزنم که باید دامن خدای را بگیری که چرا شیدایی را در چشمان تو خلاصه نمود
برای تمام تنهایی حریم پاکت دلم میسوزد . هر گاه که تن سپردم به گوش دادن تمام زمزمه های دل خسته ام ،نامی به جز حسن بن علی نشنیدم .نامی که هرگز نتوانستم نامی در کنار ان بگنجانم .
بی گمان که خاک تن من جز با غبار بقیع اغشته نشده و دربدو تولدم بی شک به جای اذان، روضه  تو را در گوشم خوانده اند که اینگونه خود را شیدای تو میبینم  .
مرا چه باکی است از اتش دوزخ که چون در میان هاله های ان مرا رها کردند باز من دامن کریم تو را رها نخواهم کرد .هنگامی که برای گرفتن دستان گنهکارم قدمهایت را برداری اتش چه شرمگین خواهد شد از زبانه کشیدن، و ابراهیم بیاید و ببیند که کدامین گلستان زیباتر است؟
زندگی چیزی جز عشق تو را به من نشان نداد و دل بهانه ای جز دیدارت در همه عمر نگرفت
بگذار که با دیدنت دلم برای همیشه خراب شود. مرا به آبادی دل چه سود و چه نیاز؟ که در این دنیا هر دلی خراباتی شد گویا ابدی جاویدان شد.
من اسارت دلم را به هیچ آزادی نفروشم که زندانبانی چون حسن بن علی جرعه ای جز می به من ارزانی نمیدارد
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

 

دعای روزانه ماه مبارک رمضان

فضیلت ماه رمضان

رمضان ، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است ؛ [ کتابی ] که مردم را راهنما و[ در بر دارنده ] نشانه های آشکار هدایت ومیزان تشخیص حق از باطل است . سوره مبارکه بقره آیه 185

درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته نمی شود. پیامبر اکرم (ص)

بدبخت واقعی کسی است که این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود . پیامبر اکرم (ص)

رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند . پیامبر اکرم (ص)

خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند . امام حسن (ع )

روزه

ای مومنان ! روزه بر شما مقرر شده است ؛ همچنان که بر پیشینیان شما مقرر شده بود ، شاید که پرهیزگار شوید . تحف العقول ص 236

روزه سپری است در برابر آتش پیامبر اکرم (ص)

برای هر چیزی زکاتی است وزکات بدن ها روزه داری است . پیامبر اکرم (ص)

روزه بگیرید تا تندرست باشید . پیامبر اکرم (ص)

روزه دل ، اندیشیدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ یعنی غذا خوردن امام علی (ع)

تلاوت قرآن

کسانی که کتاب [ آسمانی ] را به آنها دادیم ،[و] آن را چنان که شایسته آن است می خوانند ، ایشان اند که به آن ایمان دارند . سوره مبارکه بقره ، آیه 121

در ماه رمضان قرآن بسیار تلاوت کنید . پیامبر اکرم (ص)

هرگاه فردی از شما دوست داشته باشد که با پروردگارش سخن بگوید ، قرآن بخواند . پیامبر اکرم (ص)

از خواندن قرآن غافل مشو ؛ زیرا قرآن دل را زنده می کند و از فحشا وزشت کاری وستم بازمی دارد . پیامبر اکرم (ص)

دعا واستغفار

دعای روزه دار ردّ نمی شود . پیامبر اکرم (ص)

خداوند در هر شب ماه رمضان می گوید :« به عزت وجلالم سوگند ، به فرشتگان فرمان داده ام درهای آسمان را بر روی بندگان دعا کننده من بگشاید ». پیامبر اکرم (ص)

ماه رمضان ماه استغفار ، ماه روزه وماه دعا است . پیامبر اکرم (ص)

ماه خدا به سوی شما روی آورده است ... جان شما در گرو اعمال شما است ؛ پس آن را با استغفار آزاد کنید . پیامبر اکرم (ص)

دعای شما در این ماه به اجابت می رسد . پیامبر اکرم (ص)

بر شما باد در ماه رمضان به بسیاری استغفار ودعا . امام علی (ع)

در ماه رمضان جز به دعا وتسبیح واستغفار وتکبیر لب نمی گشود . امام سجاد (ع)

 

 

شب های قدر

هر کس شب قدر را احیاء بدارد ، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود . پیامبر اکرم (ص)

هر کس از روی ایمان وبرای رسیدن به ثواب الهی ، شب قدر را به عبادت بگذراند ، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود . پیامبر اکرم (ص)

قلب ماه رمضان شب قدر است . امام صادق (ع)

هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد ، بی تردید شب قدر را درک کرده است . امام صادق (ع)

مقدرات در شب نوزدهم تعیین ، در شب بیست ویک تایید ودر شب بیست وسوم [ ماه رمضان ] امضا می شود . امام صادق (ع)

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


اللَّهُمَّ إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ الْمُبَارَکَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ‏ وَ جُعِلَ هُدًی لِلنَّاسِ وَ بَیِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَی وَ الْفُرْقَانِ قَدْ حَضَرَ فَسَلِّمْنَا فِیهِ وَ سَلِّمْهُ لَنَا وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا فِی یُسْرٍ مِنْکَ وَ عَافِیَةٍ یَا مَنْ أَخَذَ الْقَلِیلَ وَ شَکَرَ الْکَثِیرَ اقْبَلْ مِنِّی الْیَسِیرَ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنْ تَجْعَلَ لِی إِلَی کُلِّ خَیْرٍ سَبِیلاً وَ مِنْ کُلِّ مَا لاَ تُحِبُّ مَانِعاً یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏ یَا مَنْ عَفَا عَنِّی وَ عَمَّا خَلَوْتُ بِهِ مِنَ السَّیِّئَاتِ‏ یَا مَنْ لَمْ یُؤَاخِذْنِی بِارْتِکَابِ الْمَعَاصِی عَفْوَکَ عَفْوَکَ عَفْوَکَ یَا کَرِیمُ‏ إِلَهِی وَعَظْتَنِی فَلَمْ أَتَّعِظْ وَ زَجَرْتَنِی عَنْ مَحَارِمِکَ فَلَمْ أَنْزَجِرْ فَمَا عُذْرِی فَاعْفُ عَنِّی یَا کَرِیمُ عَفْوَکَ عَفْوَکَ‏ اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الرَّاحَةَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عِنْدَ الْحِسَابِ‏ عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِکَ فَلْیَحْسُنِ التَّجَاوُزُ مِنْ عِنْدِکَ‏ یَا أَهْلَ التَّقْوَی وَ یَا أَهْلَ الْمَغْفِرَةِ عَفْوَکَ عَفْوَکَ‏ اللَّهُمَّ إِنِّی عَبْدُکَ ابْنُ عَبْدِکَ وَ ابْنُ أَمَتِکَ ضَعِیفٌ فَقِیرٌ إِلَی رَحْمَتِکَ‏ وَ أَنْتَ مُنْزِلُ الْغِنَی وَ الْبَرَکَةِ عَلَی الْعِبَادِ قَاهِرٌ مُقْتَدِرٌ أَحْصَیْتَ أَعْمَالَهُمْ وَ قَسَمْتَ أَرْزَاقَهُمْ‏ وَ جَعَلْتَهُمْ مُخْتَلِفَةً أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَلْوَانُهُمْ خَلْقاً مِنْ بَعْدِ خَلْقٍ‏ وَ لاَ یَعْلَمُ الْعِبَادُ عِلْمَکَ وَ لاَ یَقْدِرُ الْعِبَادُ قَدْرَکَ وَ کُلُّنَا فَقِیرٌ إِلَی رَحْمَتِکَ فَلاَ تَصْرِفْ عَنِّی وَجْهَکَ‏ وَ اجْعَلْنِی مِنْ صَالِحِی خَلْقِکَ فِی الْعَمَلِ وَ الْأَمَلِ وَ الْقَضَاءِ وَ الْقَدَرِ اللَّهُمَّ أَبْقِنِی خَیْرَ الْبَقَاءِ وَ أَفْنِنِی خَیْرَ الْفَنَاءِ عَلَی مُوَالاَةِ أَوْلِیَائِکَ وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِکَ وَ الرَّغْبَةِ إِلَیْکَ‏ وَ الرَّهْبَةِ مِنْکَ وَ الْخُشُوعِ وَ الْوَفَاءِ وَ التَّسْلِیمِ لَکَ وَ التَّصْدِیقِ بِکِتَابِکَ وَ اتِّبَاعِ سُنَّةِ رَسُولِکَ‏ اللَّهُمَّ مَا کَانَ فِی قَلْبِی مِنْ شَکٍّ أَوْ رِیبَةٍ أَوْ جُحُودٍ أَوْ قُنُوطٍ أَوْ فَرَحٍ أَوْ بَذَخٍ أَوْ بَطَرٍ أَوْ خُیَلاَءَ أَوْ رِیَاءٍ أَوْ سُمْعَةٍ أَوْ شِقَاقٍ أَوْ نِفَاقٍ أَوْ کُفْرٍ أَوْ فُسُوقٍ أَوْ عِصْیَانٍ أَوْ عَظَمَةٍ أَوْ شَیْ‏ءٍ لاَ تُحِبُ‏ فَأَسْأَلُکَ یَا رَبِّ أَنْ تُبَدِّلَنِی مَکَانَهُ إِیمَاناً بِوَعْدِکَ وَ وَفَاءً بِعَهْدِکَ وَ رِضًا بِقَضَائِکَ‏ وَ زُهْداً فِی الدُّنْیَا وَ رَغْبَةً فِیمَا عِنْدَکَ وَ أَثَرَةً وَ طُمَأْنِینَةً وَ تَوْبَةً نَصُوحاً أَسْأَلُکَ ذَلِکَ یَا رَبَّ الْعَالَمِینَ‏ إِلَهِی أَنْتَ مِنْ حِلْمِکَ تُعْصَی وَ مِنْ کَرَمِکَ وَ جُودِکَ تُطَاعُ فَکَأَنَّکَ لَمْ تُعْصَ (تَرَ) وَ أَنَا وَ مَنْ لَمْ یَعْصِکَ سُکَّانُ أَرْضِکَ فَکُنْ عَلَیْنَا بِالْفَضْلِ جَوَاداً وَ بِالْخَیْرِ عَوَّاداً یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ صَلاَةً دَائِمَةً لاَ تُحْصَی وَ لاَ تُعَدُّ وَ لاَ یَقْدِرُ قَدْرَهَا غَیْرُکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ‏


ترجمه :
« خدایا این ماه مبارک (رمضان) که در آن قرآن نازل شد و مقرر گردید برای هدایت مردم و ادله روشن برای راهنمایی و جدا ساختن حق و باطل اینک فرا رسید و ما را در این ماه و ماه را برای ما سلامت بدار و برای ما این ماه را آسایش و عافیت مسلم دار ای آنکه طاعت اندک ما بندگان را اخذ کرده و مقابلش پاداش بسیار عطا می‏کنی از من هم این قلیل طاعت بپذیر ای خدا از تو درخواست می‏کنم که به هر کار خیری مرا راه نشان دهی و از هر چه محبوب تو نیست مرا مانع شوی ای مهربانترین مهربانان عالم ای کسی که از من و از بدیهایی که از شرم خلق پنهان داشتم درگذشتی و ای کسی که مرا به ارتکاب گناهان مؤاخذه نفرمودی عفو تو عفو تو عفو تو شامل حالم باد ای ذات بزرگواری خدای من تو مرا موعظه کردی (در کتابت) و من نشنیدم و از هر حرام انزجار دادی و من ترک ننمودم چه عذر به درگاهت آورم از من درگذر ای خدای با کرم و بخشش عفو تو عفو تو شامل حالم باد ای خدا از تو درخواست می‏کنم راحتی در وقت مرگ و آمرزش هنگام حساب اگر گناه از بنده بزرگ است عفو و بخشش از تو نیکو است ای که تقوی و آمرزش سزاوار توست عفو تو عفو تو شامل حالم باد ای خدا من بنده تو فرزند بنده و کنیز توام ضعیف و ناتوانم و به رحمت بی‏پایانت محتاج و تویی که ثروت و برکت نازل بر بندگانت می‏کنی تو قاهرو مقتدری تو اعمال خلق به شمار آورده و روزیشان تقسیم کرده‏ای و زبانهاشان مختلف و رنگهاشان گوناگون ساختی خلقتی پس از خلقتی دیگر آفریدی بندگان از علم تو آگاه نیستند و به قدر و مقامت پی نتوانند برد و همه ما خلایق به رحمتت محتاجیم پس تو به کرم و بزرگواری خود روی از من مگردان و قرار ده مرا از شایستگان خلقت در مقام عمل و آرزو و در قضا و قدر خدایا مرا با بهترین حال باقی بدار و در بهترین حال بمیران که آن حال دوستی با اولیاء توست و دشمنی با اعدایت و شوق لقایت و ترس از قهر و جلالت و حال خشوع به درگاهت و وفای به عهدت و به تسلیم و رضایت و با تصدیق به کتابت و پیروی از سنت پیغمبرت ای خدا آنچه در دلم از شک و ریب و انکار و یأس و نومیدی و شادی و سرکشی و عیاشی و اسراف یا تکبر و خود پسندی یا ریا کاری و خودنمایی یا شقاوت و نفاق و دورویی یا کفر و فسق و گناه یا بزرگی نخوت یا هر چه تو نپسندی از تو درخواست می‏کنم که همه این اوصاف را بدل کنی به ایمان به وعده‏های خود و وفای به عهدت و رضا و خوشنودی به قضایت و زهد در دنیا و شوق و رغبت به آنچه نزد توست و آگاهی و اطمینان خاطر و توبه نصوح که من از تو می‏طلبم این امور را ای پروردگار عالم ای خدای من تو بس با حلم و بردباری خلق که تو را معصیت می‏کنند گویا نمی‏بینی و بس با جود و کرمی اطاعتت که می‏کنند گویا هیچ معصیت نکرده‏اند و من با هر که معصیت نکرده است همه ساکنان زمین توایم پس با ما به فضل و رحمتت کرم فرماو به عادتت که خیر و احسان است رفتار کن ای مهربانترین مهربانان عالم و درود بر محمد (ص) و آلش درودی پیوسته که جز تو کسی آن را به حد و شمار و قدر و اندازه در نیاورد ای مهربانترین مهربانان. »


منبع خبر: مفاتیح الجنان
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

سلمان فارسى رحمه الله فرمود:

«خطبنا رسول الله صلى الله عليه و آله فى آخر يوم من شعبان، فقال يا ايها الناس قد اظلكم شهر عظيم مبارك، شهر فيه ليلة خير من الف شهر، جعل الله صيامه فريضة و قيام ليله تطوعا، من تقرب فيه بنافلة من الخير كان كمن ادى فريضة فيما سواه، و هو شهر الصبر، و الصبر ثوابه، الجنه، و شهر المواسات و شهر يزاد فى رزق المؤمن، و شهر اوله رحمة،و اوسطه مغفرة، و آخره عتق من النار، و هو للمؤمن غنم و للمنافق غرم‏» (1)

ماه رمضان براى مؤمن سود و براى منافق خسران است

حضرت سلمان فرمود: در روز آخر شعبان پيامبر(صلى الله عليه و آله) براى ما خطبه‏اى در فضيلت ماه رمضان قرائت فرمود: و در خطاب خويش به ما فرمود: اى مردم براستى سايه افكنده بر سر شما ماه بزرگ مباركى، ماهى كه در او شبى است كه از هزار ماه بهتر است، كه خداوند روزه‏اش را فرض و واجب نموده، و به پا داشتن عبادات شبش را به طور استحباب مقرر فرموده است، كسى كه تقرب بجويد به خداوند،به انجام نافله خيرى، مثل آن است كه در غير ماه رمضان فريضه‏اى انجام داده باشد، و اين ماه ماه صبر است، و صبر هم اجر و ثوابش بهشت است.

و ماه روزه، ماه مواسات و برابرى است، و ماهى است، كه رزق مؤمن در او زياد مى‏گردد، و ماهى است كه اولش رحمت و وسطش مغفرت و آمرزش، و آخرش آزادى از آتش جهنم است، و اين ماه براى مؤمن بهره و منفعت است، و براى منافق خسارت و ضرر.

پى‏نوشت:

1- مستدرك الوسائل مرحوم نورى نقل از وقايع الايام، ص 436.

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 69

سيد حسين موسوى راد لاهيج

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

 





بر چهره دلربای مهدی صلوات


+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

عرشيان به فرش آمدند و عالميان به سجود
زمينيان فخر فروختند بر آسمانيان به يمن اين مبعوث

مبعث حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله وسلم را به تمام
مسلمانان جهان تبريک عرض مي‌نمائيم








ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |


خـدا گواه است پِیِ دشمن علــی نروم

حلال زاده رَهَش از حرام زاده جداست


*****


حسود و کور در خواب و خیاله


منـو دل کندن از حیـــدر محالـه

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

« دست حق دیدی ولی نشناختی»

اگر آیات قرآن را به دقت می خواندی و خود را از عقاید موروثی بالاخص در لباس وهابیّت آزاد می کردی قطعاً آیات ولایت بر تو مخفی نمی ماند.
قرآن مجید، ولایت علی را در آیۀ یاد شده زیر بیان می کردند:‌
«انّما ولیکم الله و رسوله والّذین آمنوا الّذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزّکاة‌ و هم راکعون»(1) خوشبختانه نزول این آیه را بسیاری از محدثان و محققّان اهل سنت، درباره علی نقل کرده اند که تعداد آنان به 66 نفر می رسد، و در میان آنان نه نفر از صحابه، نزول آیه را در حق امام نقل کرده اند.
و چون هدف در اینجا اختصار است، در این مورد شما را به کتاب شریف «الغدیر» ارجاع می دهم.(2)
از این گذشته، چرا احادیث متواتر و متضافر پیامبر را درباره ولایت علی نادیده می گیرید مانند 1. حدیث غدیر، 2. حدیث منزلت، 3. حدیث «انّ علیّاً منّی و أنا منه و هو ولیّ کلّ مؤمن من بعدی»(3) و دگیر نمونه های فراوان آن.
این که می گوید نماز و زکات در قرآن آمده است، ولی شرح و تفصیل آن نیز در قرآن آمده است؟ هر چه پاسخ بگوید ما نیز درباره امامت و ولایت همان را می گوییم.
گذشته بر این به چه دلیل هر چه رکن باشد باید در قرآن وارد شود، شما می گویید «قرآن قدیم» است و هر کس بگوید «قرآن حادث» است کافر می شود، پس چرا این رکن در قرآن نیامده است.
پی نوشت ها:
1. مائده/55.
2. الغدیر، ج3، ص 156-162.
3. سنن ترمذی: 5/632، حدیث 3712، مستدرک حاکم: 3/110، مصنف ابن ابی شیبه:6/371، حدیث 32082 و ص 375، حدیث 32110.
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |




جاى گفت وگو نيست كه رحلت پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم جامعه اسلامى وخاندان رسالت را با بحران عجيبى روبرو ساخت وهرلحظه بيم آن مى‏رفت كه آتش جنگ داخلى ميان مسلمانان بر سر موضوع خلافت وفرمانروايى شعله ور شود وسرانجام جامعه اسلامى به انحلال گرايد وقبايل عرب تازه مسلمان به عصر جاهليت وبت پرستى بازگردند. نهضت اسلام، نهضت جوان ونهال نوبنيادى بود كه هنوز ريشه‏هاى آن در دلها رسوخ نكرده واكثريت قابل ملاحظه‏اى از مردم آن را از صميم دل نپذيرفته بودند. هنوز حضرت على -عليه السلام وبسيارى از ياران با وفاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم، از تغسيل وتدفين پيامبر فارغ نشده بودند كه دو گروه از اصحاب مدعى خلافت‏شدند وجار وجنجال بسيارى به راه انداختند. اين دو گروه عبارت بودند از: 1- انصار، به ويژه تيره خزرج، كه پيش از مهاجران در محلى به نام سقيفه بنى ساعده دور هم گرد آمدند وتصميم گرفتند كه زمام كار را به سعد بن عباده رئيس خزرجيان بسپارند واو را جانشين پيامبر سازند.ولى چون در ميان تيره‏هاى انصار وحدت كلمه نبود وهنوز كينه‏هاى ديرينه ميان قبايل انصار، مخصوصا تيره‏هاى اوس وخزرج، به كلى فراموش نشده بود، جبهه انصار در صحنه مبارزه با مخالفت داخلى روبرو شد واوسيان با پيشوايى سعد كه از خزرج بود مخالفت نمودند ونه تنها او را در اين راه يارى نكردند بلكه ابراز تمايل كردند كه زمام كار را فردى از مهاجران به دست‏بگيرد. 2- مهاجران ودرراس آنان ابوبكر وهمفكران او.اين گروه، با اينكه در انجمن سقيفه در اقليت كامل بودند، ولى به علتى كه اشاره شد توانستند آرايى براى ابوبكر گرد آورند وسرانجام پيروزمندانه از انجمن سقيفه بيرون آيند ودر نيمه راه تا مسجد نيز آراء وطرفدارانى پيدا كنند وابوبكر، به عنوان خليفه پيامبر، بر منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم قرار گيرد ومردم را براى بيعت واطاعت دعوت كند.

3- مسئله خلافت :

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

حکومت على عليه السلام که حکومت «عدل» بود، در حد شعار و تبليغات دور نمي‏زد، و براى زمينه چينى و حيف و ميل‏هاى بيشتر که امروز در سطح جهان و بين الملل معمول است نبوده است، بلکه وى در عمل براى جهان و انديشمندان روشن ساخت که در زعامت آن حضرت حتى يک نفر يتيم، خود را بي‏پناه ندانسته، و با درگذشت پدر مستقيما تحت نظارت «ولى امر» و جانشين به حق انبياء و اولياء قرار گرفته، و آن چنان مورد لطف و عنايت مولايش قرار مي‏گيرد، که ديگران در آن عصر آرزوى يتيمى مي‏کردند! ! «ابوالطفيل» مي‏گويد: على عليه السلام در دوران حکومت خويش افراد مستمند و بي‏نوا را مورد عنايت قرار مي‏داد، روزى او را مشاهده کردم که بچه‏هاى يتيم و بي‏سرپرست را به دور خود فراخوانده، ناگاه تمام يتيمان را جمع کرده، و سفره مناسبى بازکرد، و «عسل» و ساير نيازمندي‏ها را دور هم چيد، و لقمه‏هاى لذيذ و عسلى بر دهان آنان گذاشت، و اين منظره آن چنان مؤثر و جالب بود که بعض اصحابش گفتند: «لوددت انى کنت يتيما» . : اى کاش من هم يتيم بوده، و اين چنين مورد الطاف على قرار مي‏گرفتم. (1) و در اين مورد على عليه السلام مي‏فرمايند: «انا الهادى، انا المهدى، انا ابواليتامى و المساکين، و زوج الارامل، و انا ملجأ کل ضعيف، و مأمن کل خائف» . (2)
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ 

به نام خداى بخشاینده مهربان

یا مَنْ اَرْجُوهُ لِکُلِّ خَیْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ

اى که براى هر خیرى به او امید دارم و از خشمش

عِنْدَ کُلِّ شَرٍّ یا مَنْ یُعْطِى الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ یا مَنْ یُعْطى مَنْ سَئَلَهُ یا

در هر شرى ایمنى جویم اى که مى دهد (عطاى ) بسیار در برابر (طاعت ) اندک اى که عطا کنى به هرکه از تو خواهد اى

مَنْ یُعْطى مَنْ لَمْ یَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ یَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى

که عطا کنى به کسى که از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا کن به من

بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ خَیْرِ الدُّنْیا وَجَمیعَ خَیْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى

به خاطر درخواستى که از تو کردم همه خوبى دنیا و همه خوبى و خیر آخرت را و بگردان از من

بِمَسْئَلَتى اِیّاکَ جَمیعَ شَرِّ الدُّنْیا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَیْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَیْتَ

به خاطر همان درخواستى که از تو کردم همه شر دنیا و شر آخرت را زیرا آنچه تو دهى چیزى کم ندارد (یا کم نیاید) و

وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِکَ یا کَریمُ

بیفزا بر من از فضلت اى بزرگوار

یا ذَاالْجَلالِ وَالاِْکْرامِ یا ذَاالنَّعْماَّءِ

اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت

وَالْجُودِ یا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَیْبَتى عَلَى النّار.

و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام کن محاسنم را بر آتش دوزخ.

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی

پیامبر خدا(ص)مى فرماید: رجب، «شهرالله الأصم» است و بدان سبب آن را «اصم» نامیدند که هیچ ماهى به پایه عظمت آن نمى رسد، مردم زمان جاهلیت به رجب حرمت مى نهادند و آنگاه که اسلام درخشیدن گرفت، بر حرمت آن افزود. بدانید که رجب ماه خدا، شعبان ماه من و رمضان ماه امت من است، پس هرکس یک روز از رجب را روزه بدارد، مستحق رضوان الهى گردد و روزه اش غضب الهى را خاموش کند و خداوند درى از درهاى جهنم را بر او ببندد. اگر کسى به اندازه تمام زمین طلا انفاق کند، برتر از روزه یک روز آن نخواهد بود... هرگاه شب شود، دعایش مستجاب خواهد بود .
در همین زمینه امام کاظم(ع) مى فرماید: رجب، نام نهرى در بهشت است که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است بنابراین هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بدارد، خداوند از آن نهر به او خواهد نوشاند. همچنین آن حضرت در روایت دیگرى مى فرماید: رجب، ماه عظیمى است که خداوند، اعمال نیک را در آن چند برابر مى فرماید و گناهان را در آن محو مى کند. پس هرکس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، به اندازه مسیر یک سال از جهنم دور و هرکس سه روز از آن ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مى شود.
 
 
 
از حضرت صادق علیه السلام روایت است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید:
 «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

ابن‏مسعود نقل مى‏كند كه، ديدم على بن ابى‏طالب عليه‏السلام را كه مشغول نماز است و در ركوع و سجودش مى‏گويد: «اللهم بحق محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم عبدك، اغفر للخاطئين من شيعتى»
پروردگارا، به حق بنده‏ى مقربت محمد صلى اللَّه عليه و آله و سلم خطاكاران از شيعيان مرا ببخش.
از نزد او خارج شدم و به محضر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم شرفياب شدم. ايشان را در حال نماز يافتم. ديدم كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم در نماز خود مى‏گويد:

«اللهم بحق على عليه‏السلام عبدك اغفر للخاطئين من امتى»
خداوندا، خطاكاران از امت مرا، بحق على عليه‏السلام بنده‏ى مقربت ببخش.
از آنچه ديده بودم، در من وحشت و ترديد بزرگى ايجاد شد. وقتى نماز رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم به پايان رسيد، خطاب به من فرمودند:
اى پسر مسعود، آيا كافر شدى بعد از آنكه ايمان آورده بودى؟
عرض كردم، ابداً چنين نيست يا رسول‏اللَّه، بلكه ديدم على عليه‏السلام را كه خداوند را به حق شما طلب مى‏كرد و شما را ديدم كه خدا را به حق على عليه‏السلام مى‏خوانديد. پس ترديد كردم كه كداميك از شما نزد خداى عزوجل برتريد.
پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم فرمودند: اى پسر مسعود، بنشين.
پس من در مقابل، رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلم نشستم.
آن حضرت فرمودند:

«ان اللَّه خلقنى و علياً من نور قدرته قبل ان يخلق الخلق بالفى عام اذ لا تسبيح و لاتقديس.» خداوند من و على عليه‏السلام را از نور عظمت و بزرگى خود خلق كرد: هزار سال قبل از آنكه ساير خلائق را بيافريند. زمانى كه هيچ تسبيح و تقديسى وجود نداشت.

«ففتق نورى، فخلق منه السموات و الارضين و انا و اللَّه اجل من السماوات و الارضين.» پس نور مرا شكافت و از نور من آسمانها و زمين را آفريد به خداى تبارك و تعالى قسم كه من از آسمانها و زمين برترم.
«وفتق نور على بن ابى‏طالب عليه‏السلام فخلق منه العرش و الكرسى و على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و اللَّه افضل من العرش و الكرسى» و چون نور على عليه‏السلام را منتشر ساخت عرش و كرسى از نور او خلق گرديد؛ به پروردگار قسم كه على عليه‏السلام از عرش و كرسى افضل است.

«و فتق نور الحسن عليه‏السلام فخلق منه اللوح و القلم و الحسن عليه‏السلام و اللَّه افضل من اللوح و القلم». سپس نور حسن عليه‏السلام را باز كرد و لوح و قلم از نور حسن عليه‏السلام به وجود آمد و به خدا قسم كه حسن عليه‏السلام از لوح و قلم نيز برتر است.
«وفتق نور الحسين عليه‏السلام فخلق منه الجنان و الحور العين و الحسين عليه‏السلام و اللَّه افضل من الحور العين.» و چون هستى را از نور حسين عليه‏السلام معطر كرد، بهشت و حوريان زيباروى از نور او پديدار گشتند؛ واللَّه حسين از حورالعين برتر است.

«ثم اظلمت المشارق و المغارب فشكت الملائكه الى اللَّه تعالى ان يكشف عنهم تلك الظلمه فتكلم اللَّه جل جلاله كلمه فخلق منها روحا ثم تكلم بكلمه فخلق من تلك الكلمه نورا فاضاف النور الى تلك الروح و اقامها مقام العرش فزهرت المشارق و المغارب فهى فاطمه الزهراء عليهاالسلام و لذلك سميت الزهراء لان نورها زهرت به السماوات.»

سپس همه‏ى هستى از شرق تا به غرب تاريك ماند. ملائكه بر پروردگار از آن همه تاريكى و ظلمت شكايت كردند و خواستند كه پروردگار تاريكى را از ايشان برطرف كند. پروردگار در اجابت خواسته‏ى آنان كلمه‏اى فرمود، از آن كلمه روحى خلق گرديد، سپس كلمه‏اى ديگر فرمود و از آن كلمه نورى خلق شد پس آن نور را به آن روح اضافه كرد و آن را در بلندترين مكان عرش قرار داد. همه‏ى عالم از شرق تا به غرب نورانى شد. آن روح آميخته به نور خلق شده از لطف پروردگار كسى نيست، جز فاطمه زهرا عليهاالسلام و به همين دليل او را زهرا عليهاالسلام ناميدند زيرا نورش آسمانها را روشن ساخت. در ادامه‏ى اين روايت زيبا پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و سلم مى‏فرمايند:
«يابن مسعود اذا كان يوم القيامه يقول اللَّه جل جلاله لى و لعلى ادخلا الجنه من شئتما و ادخلا النار من شئتما و ذلك قوله تعالى (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) فالكافر من جحد نبوتى و العنيد من جحد بولايه على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و عترته و الجنه لشيعته و لمحبيه.» اى پسر مسعود، چون روز قيامت فرارسد، پروردگار به من و على عليه‏السلام مى‏فرمايد: هركس را كه مى‏خواهيد به بهشت داخل كنيد و به جهنم بفرستيد هركس را كه مى‏خواهيد. و اين قول پروردگار در قرآن مجيد است كه (القيا فى جهنم كل كفار عنيد) (1)
هر كافر متكبر لجوج را به جهنم افكنيد پس كافر كسى است كه از نبوت من سرپيچى كند و عنيد كسى است كه از ولايت على بن ابى‏طالب عليه‏السلام و عترتش و محبت كردن به شيعيان و دوستانش سر باززند. (2)
و در روايت ديگرى است كه:
خداوند نور پنج تن را از نور عظمتش آفريد، و آسمان و زمين را از نور پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و عرش و كرسى را از نور على عليه‏السلام و لوح و قلم را از نور حسن عليه‏السلام و حورالعين را از نور حسين عليه‏السلام آفريد. مشرق و مغرب عالم در ظلمت و تاريكى بود. فرشتگان از اين ظلمت به خدا شكايت كردند و خدا را به اين انوار قسم دادند كه ظلمت را بردارد.
اين بود كه خداوند روح و نور فاطمه عليهاالسلام را آفريد، و مشرق و مغرب آفرينش روشن شد.

۱- سوره‏ى مباركه‏ى ق، آيه‏ى 24.
2- بحارالانوار، ج 40، ص 43.

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

میلاد با سعادت باعث خلقت،دخت نبـوت،کفو ولایت، ام امامت، قطب دایره وجود، حبیبه ذات ربّ العالمین، پاره تن رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ، زوجه و کفـو امیـرالمؤمنین علیّ مرتضی علیه السلام و امّ الائمة النقباء و النّجباء بر ناموس دهر و شمس ضحای آسمان هدایت حضرت صاحب العصر و الزّمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و نیز بر شیـعیان و محبین آنحضرت مبارکباد
 

روایات گوناگونی در مورد نامگذاری آن حضرت به این نام مبارک نقل شده است که ما پیش از ترسیم این روایات خاطر نشان می‌سازیم که؛ نام مقدّس فاطمه از واژه «فطم» که به معنای بریدن و جدا کردن است، برگرفته شده است. بر این اساس هنگامی که گفته می‌شود:

«فطمتِ الامُ طفلها» و یا «فطمت الحبل» به این معناست که مادر، کودک خویش را از شیر برگرفت و یا ریسمان بریده شد.

علاّمه مجلسی در این مورد می‌گوید:

چه بسیار که اسم فاعل به مفهوم اسم مفعول می‌آید. برای نمونه: «سرٌّ کاتم» و «مکانٌ عامر» که به مفهوم مکتوم و معمور، یعنی پوشیده داشته شده و آباد شده، آمده است. همان‌گونه که در قرآن شریف نیز: فی عیشة راضیة» به معنای «فی عیشة مرضیة» آمده است.

و اینک برخی از روایات پیرامون این نام مقدّس:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |




فاطميه تاحكايت ميشود ‎غربت حيدر روايت ميشود
فاطميه ازجفا حاكي بود ماجــراي چادرخــاكي بود

**********

آن زمانی که خدا خلقت دنیا میکرد فاطمـــه بـود درآنـجا و تمـــاشـــــــا مـــیکرد
باوجودیکه نبی بودوعلی بود وخــدا خلقت کون و مکان خاطر زهرا(س) می کرد

**********

دلـــم به يادمديـنــه بــهانه مى گــيرد سراغ باغ گلى راشبانه مى گيرد
چه حكمت است كه چونام فاطمه آيد براى گريه دل من بهانه مى گيرد

**********

اي كاش فدك اينهمه اسرار نداش اي كاش مدينه در و ديـــوار نداشت
فرياد دل محسن زهرا اين است اي كاش در سوخته مسمارنداشت

**********

خیال روی تو در هر طریق همره ماست نسیم موی تو پیـــوند جـــان اگه ماست
اگر به زلــف دراز تـــو دســت ما نرســد گناه بخت پریشان و دست کوته ماست

**********
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمْ

 حِديث الْكِساء عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْرآءِ عَلَيْهَاالسَّلامُ بِنْتِ رَسُولِ‏اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ

 قالَ سَمِعْتُ فاطِمَةَ اَنَّها قالَتْ دَخَلَ عَلَىَّ اَبى رَسُولُ‏اللَّهِ فى بَعْضِ الْأَيَّامِ فَقالَ:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

تاريخ وفات آن مطهره نيز اختلاف زيادى در كتابها ديده مى‏شود كه جمعا حدود ده قول مى‏گردد، و همگى آنها تاريخ وفات را روى فاصله‏ى ميان رحلت رسول خدا (ص) و وفات آن مخدره‏ى معصومه حساب كرده و ذكر نموده‏اند.

40 روز: مرحوم ابن شهرآشوب در كتاب مناقب پس از آنكه يكى دو قول در اين باره نقل كرده مى‏گويد: برخى گفته‏اند: وفات فاطمه چهل روز پس از رحلت رسول خدا (ص) اتفاق افتاد و اين قول صحيحتر از اقوال ديگر است، و روى همين حساب مى‏گويد: فاطمه (ع) در شب يكشنبه سيزدهم ربيع‏الاخر از دنيا رفت (1)، و مرحوم اربلى هم در كشف‏الغمه چنين قولى نقل كرده (2) چنانكه مجلسى (ره) نيز از برخى كتابها آن را حكايت نموده است (3) نگارنده گويد: در برخى از روايات آمده كه مدت بيمارى فاطمه (عليهاالسلام) چهل روز طول كشيد مانند روايت روضةالواعظين (4) و روايتى كه مجلسى (ره) از برخى كتابهاى مناقب نقل كرده (5) بنابراين ممكن است منظور از چهل روز كه در پاره‏اى از نقلها آمده همين مدت بيمارى فاطمه (عليهاالسلام) بوده كه به دست راويان با مدت زندگانى آن حضرت پس از رسول خدا (ص) اشتباه شده باشد، واللَّه اعلم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

پیرامون اسامى حضرت زهرا (سلام‏اللَّه‏عليه) 

قال الصادق عليه‏السلام: 

«لفاطمة تسعة أسماء عند اللَّه عزّ و جل:

فاطمة والصديقة والمباركة والطاهرة والزكية والراضية والمرضية والمحدثة والزهراء ثم قال:...؛

حضرت فاطمه‏ى زهراء عليهاالسلام در پيشگاه خداوند نه اسم مخصوص دارد: فاطمه، صديقه، مباركه، طاهره، زكيه، راضيه، مرضيه، محدثه و زهراء.» (1)

حضرت فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام يك نام رسمى داشت كه همان فاطمه مى‏باشد. اين نام را پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلم هنگام تولد به امر خداوند براى دخترش برگزيد؛ لكن به تصريح امام صادق عليه‏السلام، فاطمه‏ى زهرا عليهاالسلام نه اسم مخصوص، در پيشگاه خداوند متعال دارد، لذا يكى از كنيه‏هاى آن حضرت «اُمّ‏الأسماء» است؛ يعنى بانويى كه اسامى فراوان دارد. و اين مطلب، دلالت بر عظمت روحى صديقه كبرى عليهاالسلام مى‏كند، زيرا حضرت فاطمه عليهاالسلام زن نمونه بودند. زن نمونه؛ يعنى انسانى كامل كه براى بشريت الگو و سرمشق مى‏باشد، لذا همه‏ى صفات عالى انسانى در صديقه‏ى طاهره عليهاالسلام جمع بود و ايشان در برابر هر صفت نيك، داراى لقبى خاص هستند. اين نه نام كه از شهرت والايى برخوردار است در فصل اول مورد بررسى و تبيين قرار مى‏گيرد.

1 ـ بحارالانوار، ج 43، ص 10، ر 1 از امالى صدوق و علل‏الشرايع.

توضیح اسامی در ادامه مطلب موجود است:


 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

يهوديان فدك از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله درخواست كردند خودشان را آزاد كند و اموال را به تناسب نصف با آنان مصالحه كند. حضرت اين پيشنهاد را قبول كرد و اميرالمؤمنين عليه‏السلام را فرستاد و با ضمانت حفظ خونشان با آنان مصالحه كرد و قرار بر اين شد كه «هركس از اهل فدك مسلمان شود خمس اموال او را بگيرند و هركس بر دين خود باقى بماند همه‏ى اموالش را بگيرند».

اين قرارداد بين پيامبر صلى اللَّه عليه و آله و يهود فدك به امضاء درآمد و به دست آنان داده شد تا بعنوان هميشه‏ى تاريخ بدان عمل شود.

اين درباره‏ى جان و اموال شخصى آنان بود، و سرزمين فدك بعنوان ملك شخصى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله درآمد و قرار شد ساليانه يكصد و بيست هزار دينار (سكه‏ى) طلا بعنوان درآمد فدك ارسال نمايند.

ملك شخصى پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شدن فدك بر اساس حكم صريح قرآن است، زيرا اين سرزمين بدون لشكركشى مسلمانان و بدون كوچكترين دخالت آنان فتح شد. خداوند در قرآن مى‏فرمايد: «ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْ اَهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِى الْقُرْبى... فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْلٍ وَ لا رِكابٍ، وَلكِنَّ اللَّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ...» (1) طبق اين آيه‏ى صريح قرآن سرزمينهايى كه بدون لشكركشى مسلمانان فتح شود، حتى اگر اهل آنجا خودشان بعنوان تسليم نزد پيامبر صلى اللَّه عليه و آله بيايند، اين مناطق و غنائم و اسراى آن ملك خاص حضرت است، و مسلمانان هيچ حقى در آن نخواهند داشت و حضرت بعنوان اموال شخصى خود هر تصميمى بخواهد مى‏تواند درباره‏ى آنها بگيرد.

لذا سرزمين فدك بصورت يكپارچه از آن پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شد كه مى‏بايست مردم فدك در آن كار مى‏كردند و درآمد آن را به حضرت تسليم مى‏نمودند و فقط اجرت دريافت مى‏كردند.  
 

 1ـ سوره‏ى حشر: آيات- 1..

 

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

حرز (بكسر حاء)، موضع محكم و حصين است. و در شرع، امرى است كه معد براى محفوظ نگه داشتن اموال است. در عادت و عرف مانند خانه، خيمه. (1)

حرز به معانى زير نيز مى‏باشد:

1- جاى استوار، پناهگاه 2- بهره، حظ، نصيب 3- دعايى كه بر كاغذى نويسند و با خود دارند، بازوبند، چشم‏آويز، تعويذ. (2)

در بين ادعيه وارده در كتب دعا به دعاهائى برخورد مى‏كنيم كه با تمسك به بعضى از اسماء و صفات خدا قلعه‏اى معنوى و حصن حصين در برابر حوادث و آفات براى انسان فراهم مى‏كنند اينگونه دعاها معروف به حرز مى‏باشند. معمولا همه ائمه و پيشوايان دينى داراى حرزهاى مخصوص مى‏باشند از جمله حرز حضرت زهرا عليهاالسلام اين عبارات از اين دعاست:

بسم اللَّه الرحمن الرحيم يا حى يا قيوم برحمتك استغيث فأغثنى و لا تكلنى الى نفسى طرفة عين ابدا و اصلح لى شأنى كله(3) اللَّهم بحقِّ العرش و من علاه، و بحقِّ الوحى و من اوحاه، و بحقِّ النَّبى و من نبَّاه، و بحقِّ البيت و من بناه، يا سامع كلِّ صوتٍ، يا جامع كُلِّ فوتٍ، يا بارى‏ءَ النُّفوس بعدالمَوت، صلِّ على محمَّدٍ و اهل بيته، و اتنا و جميع المؤمنين والمؤمنات فى مشارق الارض و مغاربها، فرجاً من عندك عاجلاً، بشهادة ان لا اله الا اللَّه و اَنَّ محمداً عبدك و رسولك، صلَّى اللَّه عليه و اله، و على ذريَّته الطَّيبين الطَّاهرين، و سَلَّمَ تسليماً كثيراً.
 

 1ـ فرهنگ معارف اسلامى/ سيد جعفر سجادى/ ج 2/ ص 250

2ـ فرهنگ معين

3ـ فاطمه زهرا عليهاالسلام شكوفه عصمت/ محمود جويبارى/ ص 228

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

در زمان حضرت موسى عليه‏السلام مردى عابد و زاهد و متقى و دانشمند از خصصين آنحضرت بود و به او زاهد «ذرخا» مى‏گفتند. او صفات و فضائل حضرت محمد مصطفى صلى اللَّه عليه و آله را از او مى‏شنيد، و در دعا و اورادش آنحضرت را ياد مى‏كرد.

چون موسى عليه‏السلام از دنيا رفت آن مرد زاهد عبادت و رياضت خود را بيشتر كرد. او دائم به صحرا و بيابان مى‏رفت و خدا را عبادت مى‏كرد، تا به يك وادى بين مدينه و مصر رسيد كه آنجا را «مدائن الحكماء» مى‏گفتند و شتران حكماى مدينه در آنجا چرا مى‏كردند، و آن وادى نزديك مدينه بود و آب و درختى نداشت.

چون ذرخا به آنجا رسيد خوشش آمد و در همانجا به عبادت مشغول شد و معبدى بنا نمود و چاه آبى كند و پيوسته به مقالات موسى عليه‏السلام و تلاوت تورات و مدح و صفات محمد صلى اللَّه عليه و آله و مهر و محبت على عليه‏السلام كه در تورات مى‏خواند مشغول بود و علم هشت افلاك و رمل دانيال نبى را نيكو مى‏دانست. گاهى در اسطرلاب نظر مى‏داد و حكم مى‏كرد. در آن مكان از اعجاز محمد و على صلوات‏اللَّه‏عليهما و حرمت ذرخاء عابد چشمه‏ى پر آبى پديدار شد، و او آن را حفر كرد تا آب آن زياد شد. در آنجا زرع و آبادانى بنا نهاد، و عمارت ساخت و آبادى هر روز زيادتر مى‏شد تا آنكه از طرف زاهدان و عابدان و قبايل و عشاير روى به وى نهادند و در آنجا باغها و بستانها ساختند، و خانه‏ها و عمارتها بنياد كردند، و در اندك زمانى هشت قريه‏ى آباد شد و مردم از هر سو مى‏آمدند و همچنان اضافه مى‏شدند.

عمر زاهد به پايان رسيد در حالى كه فرزند و فرزند زادگان وى بسيار شده بودند. هنگام مرگ دستور داد تا صندوقچه‏اى از فولاد و قفل بى‏كليد و لوحى از طلا ساختند و با دست خويش وصيت نامه‏اى در آن لوح نوشت و آن را در آن صندوق نهاد و قفل بر او زد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

 

 يكى از مهمترين و لازمترين امور زندگى يك مؤمن ارتباط برقرار كردن با خدا از طريق دعا و نيايش است در زندگى اولياء خدا دعا جايگاه اساسى و ويژه دارد و بخش مهمى از بهترين اوقات آنها اختصاص به دعا و نيايش دارد.

در قسمت دعا، انبوهى از دعاهايى كه از ناحيه مقدس حضرت زهرا عليهاالسلام رسيده فهرست‏وار نقل كرديم. اما يكى از مسائل ديگر در مورد دعا رعايت آداب دعا از جمله زمان دعا است. اولياء خدا مترصد اوقات بودند و بهترين زمانها را براى دعا انتخاب مى‏نمودند در اينجا به روايتى مى‏پردازيم كه يكى از اوقات مناسب براى دعا را فاطمه زهرا عليهاالسلام به ما در قول و عمل معرفى مى‏كنند.

قالت فاطمه الزهرا عليهاالسلام:

سمعت النبى صلى اللَّه عليه و آله، ان فى الجمعة لساعة لا يراقبها رجل مسلم يسال اللَّه عز و جل فيها خيرا الا اعطاه اياه قالت فقلت: يا رسول‏اللَّه اى ساعة هى؟ قال اذا تدلى نصف عين الشمس للغروب قال و كانت فاطمة عليهاالسلام تقول لغلامها: اصعد على الضراب فاذا رايت نصف عين الشمس قد تدلى للغروب فاعلمنى حتى ادعو. (1)

(فاطمه زهرا عليهاالسلام مى‏فرمايد: از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم، در روز جمعه ساعتى است كه هيچ مسلمانى مراقب آن نبوده كه حاجت خيرى از خداى عزوجل بخواهد مگر آنكه حاجت او را برآورده ساخته است. فاطمه عليهاالسلام مى‏گويد عرض كردم يا رسول‏اللَّه آن چه ساعتى است؟ فرمود: آن هنگامى است كه نصف قرص خورشيد در موقع غروب پنهان شود. پس از آن فاطمه به غلام خود فرمود: بر فراز بام درآى و چون ديدى نصف قرص خورشيد در هنگام غروب پنهان شد به من خبر ده تا دعا كنم.)

 1ـ كوثر ولايت/ ح 88/ ص 51

+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

آن چه به روشنى از روايات برمى آيد اين است كه رسول خدا صلى اللّه عليه وآله فدك را در حالى به فاطمه عليها السلام بخشيده كه مِلك شخصى خودش بوده است; زيرا فدك زمينى نبوده كه با تازاندن اسب و شتر و با جنگ و نبرد به دست آمده باشد.
در اين جا دو ادّعا وجود دارد:
ادعاى نخست
هر چيزى كه اين گونه به دست آمده باشد، مِلك شخص پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله خواهد بود.
و اين يك حكم اسلامى است كه همه علما و دانشمندان بيان كرده اند كه اينك براى اثبات اين مطلب به خلاصه اى از كلام قُرْطُبى در كتاب تفسيرش الجامع لأحكام القرآن بسنده مى كنيم. در سوره حشر آمده است:
(وَما أَفاءَ اللّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ فَما أَوْجَفْتُمْ عَلَيْهِ مِنْ خَيْل وَلا رِكاب وَلكِنَّ اللّهَ يُسَلِّطُ رُسُلَهُ عَلى مَنْ يَشاءُ وَاللّهُ عَلى كُلِّ شَيْء قَديرٌ)(1).
و آن چه را خدا از آنان به رسم غنيمت عايد پيامبر خود گردانيد، ]شما براى تصاحب[ اسب يا شترى بر آن نتاختيد، ولى خدا فرستادگانش را بر هر كه بخواهد چيره مى گرداند، و خدا بر هر كارى تواناست.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

پاسخ: «شيعه» در لغت عرب به معناى «پيرو» است. قرآن مجيد مى فرمايد:
«وَإنَّ مِنْ شِيْعَتِهِ لَإِبْراهِيْمُ[1]»؛
«يكى از پيروان نوح، ابراهيم است». اما در اصطلاح مسلمانان، شيعه به گروهى اطلاق مى شود كه معتقدند پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) پيش از درگذشت خود، جانشين خويش و خليفه مسلمين را در مناسبت هاى متعددى؛ از جمله در روز هيجدهم ذى حجّه، سال دهم هجرى که به روز «غدير» معروف است، در يک اجتماع بزرگ، معيّن فرمود و او را به عنوان مرجع سياسى، علمى و دينى پس از خود، تعيين نمود.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

پاسخ: به عصمت امامان شيعه، كه همگى اهل بيت پيامبرند، دلايل متعددى موجود است و ما از ميان آنها تنها يكى را يادآور مى شويم:

بنا بر نقل دانشمندان شيعه و سنّي، پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در آخرين روزهاى زندگانى خود فرمود: «إنّي تاركٌ فيكم الثّقلين كتاب الله وأهل بيتي وأنَّهُما لن يفترقا حتّي يردا علي الحوض»[1]. - من در ميان شما دو يادگار سنگين و گرانبها بجاى مى گذارم؛ يكى «كتاب خدا» (قرآن) و ديگرى «اهل بيت من» و اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا روز رستاخيز، در كنار حوض كوثر به من برسند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

پرسش

حضرت مریم(علیهاالسلام) و حضرت فاطمه(علیهاالسلام) از بهترین زنان جهان مى باشند؛ پس چرا نام حضرت مریم(علیهاالسلام) در قرآن آمده؛ ولى نام حضرت فاطمه(علیهاالسلام) در قرآن ذکر نشده است؟ دلیل این امر را شرح دهید.

پاسخ:رجوع شود به ادامه مطلب:



ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

عليكم بالدعاء

حضرت زهرا عليهاالسلام بعد از ارتحال رسول اكرم صلى الله عليه و آله به زنان بنى هاشم كه او را در ماتم يارى مى كردند و زينت ها را رها كرده و لباس ‍ سوگ در بر نموده بودند فرمود: اين حالت را رها كنيد و بر شماست كه دعا و نيايش نماييد.

دعاى زهرا (س)

اساسا راز عزت و سربلندى حضرت فاطمه عليهاالسلام را بايد در مقام عرفانى و عبادى او جست و جو كرد، او با وجود اين كه سنش كم و جوان بود ؛ ولى در عرفان و عبادت پيرى بود كه جز لقاى ربوبى چيزى او را راضى نمى ساخت ، و از همين روست كه در دعاهايش مى گفت : اللهم انى اسئلك لذة النظر الى وجهك ؛
خداوندا! از تو مى خواهم كه همواره لذت نظر به وجه خود را نصيب من فرمايى .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط موسوی اصفهانی |

مطالب قدیمی‌تر